الشيخ عباس القمي

164

يازده رساله ( فارسى )

هذَا ابْنُ فاطِمَةَ انْ كُنْتَ جاهِلَهُ * بِجَدِّه انْبِياءُ اللّهِ قَدْ خُتِمُوا ما قالَ لاقَطُّ الّا في تَشَهُّدِه * لَوْلَا التَّشَهُّدُ كانَتْ لاؤُهُ نَعَمٌ يُسْتَدْفَعُ الضُّرُّ وَ الْبَلْوى بِحُبِّهِم * وَ يُسْتَرَقُّ بِهِ اْلِاحْسانُ وَ النِّعَمُ مُقَدَّمٌ بَعْدَ ذِكْرِ اللّهِ ذِكْرُهُمُ * في كُلِّ بِرٍّ وَ مَخْتُومٌ بِهِ الْكَلِمُ وَ لَيْسَ قَوْلُكَ مَنْ هذَا بِضائِرِه * الْعُرْبُ تَعْرِفُ مَنْ انْكَرْتَ وَ الْعَجَمُ « 1 » هشام در غضب شد ، جائزهء فرزدق را قطع كرد و امر كرد تا او را در عسفان « 2 » حبس كردند . اين خبر چون به على بن الحسين عليه السلام رسيد دوازده درهم براى فرزدق فرستاد و از او معذرت خواست ، فرزدق رد كرد ، حضرت قبول نفرمود ديگر باره براى او فرستاد . عبدالرحمن جامى سنّى گفته كه زنى از اهل كوفه فرزدق را بعد از مرگ در خواب ديد ، از او پرسيد كه خدا با تو چه كرد ؟ گفت : خداوند مرا آمرزيده به سبب آن قصيده كه در مدح على بن الحسين گفتم .

--> ( 1 ) ( . ترجمه : اين فرزند فاطمه زهرا عليها السلام است اگر تو او را نمىشناسى به جدّ او پيامبران خدا پايان يافتند . هرگز جز تشهد « لا » و نه نگفته است ، ( چنان سخاوتمند است كه ) اگر در مقام شهادت به يگانگى خدا نبود آنجا هم « لا » نمىگفت و « آرى » مىگفت . هر سختى و بليّه‌اى به محبت ايشان دفع مىشود و به وسيله آن نيكى و نعمتها بدست مىآيد . پس از ذكر خدا در هر نيكوئى ذكر ايشان مقدم بر همه است و سخن و گفتار به ياد ايشان پايان مىيابد . اين سخن تو كه : « اين كيست ؟ ! » به او ضررى نمىزند ، زيرا عرب و عجم اين كسى را كه توانكار كردى مىشناسد . ) ( 2 ) ( . نام محلى است نزديك مكه . )