الشيخ عباس القمي
154
يازده رساله ( فارسى )
چندان آن شمشير چوبى را بر آن متّكا مىزد تا مىافتاد و غش مىكرد ؛ و پيوسته بدين حال بود تا به جهنّم و اصل شد . و نفرين كرد در حق طلحه و زبير كه به ذلّت و زشتى كشته شوند ، زبير را عمرو بن جرموز در وادى السّباع نزديك بصره در وقت خواب بكشت و جسدش را در زير خاك كرد ، و طلحه را مروان حكم در يوم جمل تيرى بزد كه به سبب آن رگ اكحلش گشوده گشت و ميان بيابان در آفتاب روان به تدريج خون از بدنش رفت تا بمرد ، و طلحه مىگفت كه هيچ مرد قرشى مثل من خونش ضايع نگشت . بيست و ششم : آنكه بسيار مشاهده شد از معجزات آن حضرت نسبت به انقياد حيوانات و جنّيان آن جناب را ، چنانچه اين مطلب ظاهر است از حديث شير و جويرية بن مسهر كه جويريه در سفر خود چون شير را ديد او را سلام رسانيد و گفت امير المؤمنين عليه السلام مرا از آسيب تو امان داده ، شير چون اين بشنيد روى برتافت و پنج مرتبه همهمه كرد و برفت . « 1 » و مخاطبه فرمودن آن جناب با ثعبان بر منبر كوفه . و تكلّم كردن مرغان و گرگ و جرّى « 2 » با آن حضرت . و سلام دادن ماهيان فرات آن جناب را به امارت مؤمنان . و برداشتن غراب كفش آن حضرت را و افتادن مارى از آن . و قضيه مرد آذربيجانى و شتر سركش او . و حكايت مرد يهودى و مفقود شدن مالهاى او و آوردن جنّيان آنها را به امر اميرمؤمنان . و كيفيت بيعت گرفتن آن جناب از جنها به وادى عقيق و غيره ، هر يك در جاى
--> ( 1 ) ( . ) بحارالانوار ( ، ج 41 ، ص 245 . ) ( 2 ) ( . جِرّى : نوعى ماهى است . )