الشيخ عباس القمي
148
يازده رساله ( فارسى )
قسم داد كه به كمال اطمينان دست خود را بشويد ، و چنان فرض كند كه قنبر دست او را مىشويد ، پس از آنكه دست مهمان را شست محمّد پسر خود را فرمود : اى پسرك من اگر پسر مهمان تنها به خانه من آمده بود من دست او را مىشستم لكن چون با پدر خود آمده و خدا ما بين پدر و پسر فرق گذاشته پدر دست پدر را شست پسر دست پسر را بشويد ؛ پس محمّد دست آن پسر را شست . « 1 » و وقتى سوار شد آن حضرت جائى برود ، اصحابش پياده دنبال مركب آن حضرت را گرفتند ، فرمود حاجتى داريد عرض كردند : خير مىخواهيم همراه تو باشيم ، فرمود برگرديد ، همراهى پياده با سواره مفسده است براى سواره و مذلّت است براى پياده . « 2 » وَ رَكِبَ مَرَّةً اخْرى فَمَشَوْا خَلْفَهُ فَقالَ انْصَرِفُوا فَانَّ خَفْقَ النِّعالِ خَلْفَ اعْقابِ الرِّجالِ مَفْسَدَةٌ لِقُلُوبِ النُّوكى . « 3 » وَ عَنْ ابي طالِبِ الْمَكّي « 4 » : كانَ عَلِيُّ عليه السلام يَحْمِلُ التَّمْرَ وَالْمالِحَ بِيَدِه وَ يَقُولُ : لايَنْقُصُ الْكامِلَ مِنْ كَمالِه * ما جَرَّ مِنْ نَفْعٍ الى عِيالِه « 5 » بيست و يكم : كثرت شجاعت آن حضرت است كه به اتّفاق دوست و دشمن ، كرّار غير فرّار و غالب كلّ غالب است ، و اين مطلب بر ناظر غزوات آن حضرت مانند بدر و احد و خيبر و احزاب و جنگهاى بصره و صفين و ديگر غزوات آن حضرت ظاهر است ، و پيوسته شمشير آن حضرت بر درع آهن و خُود فولادى فرود مىآمد و آهن و فولاد مىدريد ، و مرد مىكشت .
--> ( 1 ) ( . ) بحار ( ، ج 41 ، ص 54 به بعد . ) ( 2 ) ( . ) بحار ( ، ج 41 ، ص 55 به نقل از ) محاسن ( برقى . ) ( 3 ) ( . ترجمه : يك بار ديگر سوار بود و گروهى در پى او پياده راه مىرفتند ، فرمود : باز گرديد كه صداى كفشها پشت سر مردان موجب تباهى و فساد دلهاى ابلهان است . ) بحار ( ، ج 41 ، ص 55 . ) ( 4 ) ( . مؤلف كتاب ) قوت القلوب ( ، متوفاى 386 . ) ( 5 ) ( . ترجمه : ابوطالب مكّى مىگويد : على عليه السلام ) ( به دست خود خرما و ماهى حمل مىكرد و مىفرمود : از كمال ) ( شخص كمال چيزى كم نمىشود كه به خانواده خود خدمتى بكند و چيزى برايشان ببرد . ) بحار ( ، ج 41 ، ص 54 . )