الشيخ عباس القمي
140
يازده رساله ( فارسى )
وَ هُوَ ابو الاكْبُشِ الارْبَعَةِ وَ سَتَلْقَى الامَّةُ مِنْهُ وَ مِنْ وُلْدِه يِوْماً احْمَرَ » « 1 » و خبر داد به ملك بنى عبّاس و آنكه ترك بر ايشان غلبه كند و سلطنت از ايشان گرفته شود ، فى قوله : « مُلْكُ بَنى عَبّاسٍ يُسْرٌ لا عُسْرَ فيهِ - الى قوله - وَ مُسَلِّطٌ عَلَيْهِمْ مَلِكٌ مِنَ التُّرْكِ يَأْتي عَلَيْهِمْ مِنْ حَيْثُ هذا مُلْكُهُمْ ، لا يَمُرُّ بِمَدينَةٍ الّا فَتَحَها وَ لا تُرْفَعُ لَهُ رايَةٌ الّا نَكَسَها ، الْوَيْلُ الْوَيْلُ لِمَنْ ناواهُ ، فَلا يَزالُ كَذلِكَ حَتّى يَظْفَرَ . . . » « 2 » الى غير ذلك ممّاليس مقام ذكره . « 3 » شانزدهم : آنكه آن حضرت ازهد مردم بود بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله ، تمامى زاهدين روى اخلاص به درگاه او دارند ، و آن حضرت سيّد زهّاد بود ، هرگز طعامى سير نخورد و مأكول و ملبوسش از همه كس درشتتر بود ، و كم بود كه خورشى با نان خود ضمّ كند ، و اگر گاهى مىكرد نمك يا سركه يا زيت بود ، و در مكتوبى كه به عثمان بن حنيف نوشته چنين مرقوم فرموده كه : امام شما از دنيا اكتفا كرد به دو جامه كهنه ، و از طعام خود به دو قرص نان ، و فرموده كه : اگر من مىخواستم غذاى خود را از عسل مصفّى و مغز گندم قرار دهم ، و جامههاى خود را از بافتهاى حرير و ابريشم كنم براى من ممكن بود ، لكن هيهات كه هوى و هوس بر من غلبه كند و من طعامم چنين باشد ، و شايد در حجاز يا در يمامه
--> ( 1 ) ( . ترجمه : « آگاه باشيد كه براى او حكومت كوتاهى است به آن اندازه كه سگى بينى خود را بليسد ، و او پدر چهار قوچ جنگى است و امت از او و فرزنداش بلا و مشقتى بزرگ خواهند ديد » . ) ( 2 ) ( . ترجمه : « سلطنت بنى عباس قرين آسودگى است و مشقتى در آن نيست - تا آنجا كه مىفرمايد - و پادشاهى ازتركها بر آنان تسلط مىيابد كه از همانجا كه سلطنت بنى عباس آمده ( از خراسان و شرق ايران ) به سوى ايشان مىآيد ، بر هيچ شهرى نمىگذرد جز آنكه آن را فتح مىكند و هيچ پرچمى در برابر او بلند نمىشود مگر آنكه آن را سرنگون مىسازد ، واى واى بر كسى كه با او دشمنى كند ؛ و همواره چنين است تا پيروز شود . . . » و مطالب و خبرهاى غيبى ديگرى كه اين مقام جاى ذكر آنها نيست . ) ( 3 ) ( . به ) منتهى الآمال ( مؤلف ج 1 ، ص 116 - / 117 و كتاب ) اخبار غيبيه ( مرحوم محلاتى و ) بحارالانوار ( ، ج 41 مراجعه شود . )