الشيخ عباس القمي
102
يازده رساله ( فارسى )
كَريهُ اللَّوْنِ اسْوَدُ ذُو بَصيصٍ * حَديدُ النّابِ ازْرَقُ ذُو لُعابٍ أَتى خُفّاً لَهُ فَانْسابَ فيهِ * لِيَنْهَشَ رِجْلَهُ مِنْها بِنابٍ فَقَضَّ مِنَ السَّماءِ لَهُ عُقابٌ * مِنَ العُقْبانِ اوْ شِبْهُ الْعُقابِ فَطارَ بِه فَحَلَّقَ ثُمَّ اهْوى * بِه لِلْارْضِ مِنْ دُونِ انْسِحابِ فَصَكَّ بِخُفِّه فَانْسابَ مِنْهُ * وَ وَلّى هارِباً حَذَرَ الْحِصابِ فَدُوفِعَ عَنْ ابي حَسَنٍ عَلِيٍّ * نَقيعُ سِمامِه بِعْدَ انْسيابٍ « 1 »
--> ( 1 ) ( . ترجمه : اى بستگان من ، شگفتترين شگفتىها قضيّه كفش ابوالحسن اميرالمؤمنين على عليه السلام ) ( و مار است ! دشمنى از دشمنان جنّى ، بندهاى كه در اذيت و دشمنى بدور از درستى و درستكارى بود . بدشكل ، سياه ، درخشنده ، با نيشى تيز ، كبود رنگ و پر زهر . به كفش اميرمؤمنان نزديك شد و به درون آن خزيد تا پاى او را نيش بزند . و عقابى از عقابهايا پرندهاى شبيه عقاب از هوا بر او فرود آمد . و آن را برداشت و بالا برد سپس به زمين پائين آورد و مار درون آن بود . و كفش را به زمين كوفت و مار از آن بيرون افتاد و گريخت كه مبادا با سنگ او را بزنند . و از حضرت ابوالحسن على عليه السلام زهر كشنده آن پس از آنكه روان شده بود دفع گرديد . ) بحار ( ، ج 41 ، ص 243 . )