حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
43
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
ثمرهاى ندارد كه فرمودند : « العلم بلا عمل كالشجر بلا ثمر » « 1 » بلكه سنگينى بار آن و بال او گردد . « مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » « 2 » چنانكه عمل بدون دانايى نيز موجب هلاكت است و مثل كورى است كه بىعصا راه رود و مبارزى كه بدون سلاح به ميدان جنگ برود و لا بد به هلاكت رود . و عوالم موجودات ، نخستين عالم إله و وجود حق است و مرتبهء الهوية الصرفة و الوحدة الحقيقية و القيومية الواجبية كه در آن عنقاى قاف اين مكسان عقول بال و پر نتوانند زد و اگر كسى هم اين هوس كند ، سركوب مىشود . اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه تو است * عِرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى « 3 » و دوّمين مرتبه عوالم عقلى و عالم جبروت است كه ذوات مقدّسه و هويّات صافيهء مجرّده هستند كه على عليه السّلام در وصف آنها فرمود : « صور عارية عن المواد خالية عن القوة و الاستعداد تجلى لها ربها فأشرقت . . . » « 4 » كه همچون آينههاى متعاكس كه همه در همه و تنها و بىهمه ، با همه و بىهمه هم جمع و هم يكتاستى . « 5 » و سوّمين عوالم عالم ملكوت و آن هم دو گونه است : اعلى و اسفل و ايمن و أيسر ، كه در آن نفوس كلّيّه ، ناطقه ، خيّر و شرير ، پس از آن عالم طبع كلّى و جسميّهء مطلقه ، پس از آن هيولاى قابلهء ناچيز كه مايهء همه چيز است و اين فهرست عالم وجودات عينى خارجى است كه به اين مراتب مرتّب شده و چون انسان بشرى داراى تمام اين مراتب است و با
--> ( 1 ) - غرر الحكم / 220 : علم بىعمل چون درخت بىثمر است . ( 2 ) - جمعه / 5 : كسانى كه مكلّف به تورات شدند ولى حقّ آن را ادا ننمودند ، مانند درازگوشى هستند كه كتابهايى را حمل مىكند . ( 3 ) - ديوان حافظ ، حرف ياء ، ص 264 . ( 4 ) - صورتهايى عارى از ماده و تهى از هر نوع قوّه و استعداد ( آنچه دارند بالفعل دارند ) نور پروردگارشان براى آنها تجلّى كرده و آنها تابيدن گرفتهاند . ( 5 ) - برگرفته از قصيدهء مشهور حكيم افلاطونى ، مير فندرسكى است با مطلع « چرخ با اين اختران . . . » و اصل شعر مورد اقتباس چنين است : « صورت عقلى كه بىپايان و جاويدان بود * با همه و بىهمه مجموعه و يكتاستى » .