حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
22
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
گردد و الّا مريض و معيوب و بيمار خواهد بود ، به چه بيماريهاى بزرگى ! « فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً » « 1 » كه اطبّاى روحانى و انبياى اولوا العزم از اينطور امراض گاهى عاجز مىشدند چنانكه عيسى عليه السّلام از احمقى مىگريخت و مىگفت ، بيمارى اين علاج ندارد . و چون ارسطو به برهان بر آنها ثابت نمود كه حكيم بايد خوشحال باشد به مردن خود و به جدا شدن روح از تن ! و برهان ، گذشت كه حكم عصاى كور را دارد و بينايىآور نيست و تا بينايى حاصل نباشد يعنى تا به مرتبهء عين اليقين نرسد ، دانايى حكيم خرّم نگردد به مرگ ، و به مرگ انس نگيرد ، چنان كه على عليه السّلام فرمود : « أنا آنس بالموت من الطفل بثدى امه » « 2 » ارسطو در مقام برآمد كه بينش شاگردان را بيفزايد ، گفت : چون بينش بيننده را پيشرو است ، به منفعت و نگهدارندهء وى است از مضرّت ، زيرا كه ديدن منفعت تشويق مىكند و مىكشد آدم را به سوى آن ، و ديدن مضرّت مىگريزاند شخص را از آن و در شخص ايجاد اين دو حال را مىنمايد كه بيم و اميد باشد ، بكوشيد و مجاهدت نماييد در راست و درست شنيدن بهطورىكه گذشت ، تا باشد كه بينش شما را بيفزايم به منفعت داشتن مرگ دوستداران حكمت را و مضرّت داشتن زندگانى ايشان را نبينيد كه جوياى حكمت كه روان وى از گناه ويژه شده است ، يعنى ممتاز شده و پاك شده و خود را مىرانيده است ، پيش از مرگ ؟ يعنى شهوات و غضب حيوانيّهء خود را كشته در جهاد با نفس حيوانى چنانكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله او را جهاد اكبر نام گذارده و نيز فرموده است : « موتوا قبل ان تموتوا » « 3 » يعنى : بمير پيش از مردن ، چو اهل و مال و چهارپاى را كه حيات دنيا را براى آن خواهد بازگذاشت و رنج بسيار و
--> ( 1 ) - بقره / 10 : در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است ، خداوند بر بيمارى آنها مىافزايد . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 28 / 223 حديث 20 و ج 71 / 57 ، حديث 16 چنين آمده است : « و الله لابن ابى طالب آنس بالموت من الطفل بثديى امه » به خدا سوگند كه پسر ابى طالب به مرگ علاقمندتر است از طفل شيرخوار به پستان مادرش . ( 3 ) - آيت اللّه جوادى آملى ، عيون مسائل النّفس ، ص 671 . يعنى به موت ارادى و اختيارى بميريد ( از حيات حيوانى بيرون آييد و هواهاى نفسانى را بكشيد ، پيش از آنكه به مرگ طبيعى بميريد . مولوى گويد : پيشتر از مرگ خود اى خواجه مير * تا شوى از مرگ خود اى خواجه مير