حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

12

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

لوازم حيات دنيوى گرفتار و بىفشار نخواهد بود و البته خلاصى از تنگناى اين عالم اضداد و رسيدن به منزل وسيع كه اساس آن بر پايهء مسرّت و نورانيّت نهاده شده و موجب خرّمى است . وعدهء وصل چون شود نزديك * آتش شوق شعله‌ور گردد و لكن اين اطمينان و يقين ارسطو نه از محض كشف بود كه در نزديكى دخول به عالم ديگر حاصل شود بلكه هنوز از باب اتّكاى او است به عصاى برهان . شيماس گفت : اگر تو را اين استوارى است سزد از تو كه ما را نيز بنمايى سبب آنكه تا همچنان كه تو را وثوق « 1 » است ما را نيز باشد كه اشتغال به تعليم و تعلّم بهترين عبادات است چنان‌كه كسى دانسته بود كه بيش از يك ساعت از عمر او نمانده است ، از پيغمبر سؤال نمود كه در اين ساعت چه عمل كنم كه بهترين اعمال باشد ؟ فرمود : مشغول به تحصيل علم باش ! « 2 » ارسطو گفت : اگرچه بر من دشخوار « 3 » است سخن گفتن امّا رنجى برگيرم از براى شما ، لكن نخست از قريطون بشنوم كه در وى مىبينم كه در سخن مىيازد . معلوم مىشود قريطون را دوست داشته و از ديگر شاگردان باهوشتر بوده كه طالب شنيدن سخن او شده همچنان كه او نيز طالب بوده . قريطون گفت : من نيك خواهانم شنيدن سخن تو را و پيدا كردن دانش از تو ، اى آموزانندهء بسزا . يعنى منصب استادى و اسم معلّم بر تو از استحقاق تو بوده كه محض دلسوزى و تربيت ما آموزگارى داشتى كه اين اسم از آسمان نازل شده و بر محل قابل افتاده نه همچون طالبين دنيا كه غرض از تدريس و تعليم آنان سرورى و حطام دنيوى است و اسامى نيكو را به‌طور اغتصاب ، محض دام ، بر خود نهند و مقصودشان تربيت و تكميل و

--> ( 1 ) - در نسخهء آقاى مينوى به‌جاى ( وثوق ) وقوف آمده است . ( 2 ) - مؤلّف فقيد قدّس سرّه به روش معمول خود در تمام تأليفاتش مضامين آيات و روايات را ضمن مطالب كتاب خود مىآورد ، در اينجا نيز حديث معروف را به دنبال سخن شيماس نقل به مضمون كرده است . ( 3 ) - دشخوار : دشوار .