الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
39
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
فرد ديگرى گفت : كندن پوست آن با من . فرد ديگرى گفت : پختن آن با من . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : و جمع كردن هيزم آن با من . ديگران گفتند : اى رسول خدا ، بگذاريد كه ما اين كار را انجام دهيم . ايشان فرمود : من مىدانم كه شما مىتوانيد اين كار را انجام دهيد ، ولى من دوست ندارم كه بر شما برترى داشته باشم ؛ چون خداوند متعال دوست ندارد كه بندهاش در ميان ديگران برتر باشد . سپس آن حضرت از جاى خود بلند شد و هيزم جمع كرد . « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همراه عدهاى از اصحاب به سفر رفته بود كه براى نماز از مركبهاى خود پياده شدند . اصحاب ديدند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سوى مركب بازمىگردد ، گفتند : اى رسول خدا ، چه مىخواهى ؟ فرمود : مىخواهم عقال شترم را ببندم . آنها گفتند : ما اين كار را انجام مىدهيم . ايشان فرمود : هيچيك از شما از ديگرى كمكى نگيرد ، حتى براى گرفتن چوب مسواك . « 2 » انس بن مالك گفت : هيچگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با كسى معانقه نكرد و صورت به صورت او نگذاشت كه زودتر صورتش را كنار بكشد . با هركسى كه دست مىداد ، دستش را زودتر از او نمىكشيد و با هركس كه مىنشست ، زودتر از او از جايش بلند نمىشد . هيچگاه در حال نشستن ، زانويش را جلوتر از زانوى ديگرى قرار نمىداد . هركس را كه مىديد ، ابتدا ، ايشان
--> ( 1 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 7 ، ص 13 . ( 2 ) . و لو فى قضمة من مسواك ، المصنف ، ج 3 ، ص 101 .