الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
26
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
روايت شده است كه : مردى نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و تقاضاى كمك نمود . آن حضرت فرمود : چيزى نزدم نيست ، ولى از على مىخواهم كه اگر كسى آمد و چيزى آورد ، به تو بدهد . عمر بن خطاب گفت : اى رسول خدا ، خداوند كارى كه توانش را ندارى ، بر تو واجب ننموده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ناراحت شد و آن مرد در جوابش گفت : ببخش و از خداوند صاحب عرش ، از كم شدن مال نترس . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تبسّمى نمود و آثار خوشحالى آن در صورتش آشكار شد . « 1 » حاشاه ان يحرم الراجى مكارمه * او يرجع الجار منه غير محترم « هركسى به بخشندگى او اميد داشته باشد ، مأيوس برنمىگردد و هر كس كه به او پناه آورد ، نااميد نمىشود . » تعجب و خوشحالى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از سخن آن مرد ، كه به معناى پذيرش آن است به استشهاد مولايمان امام رضا عليه السّلام نيز رسيده است . چنين كه در نامهء خود به فرزندش ، امام جواد عليه السّلام ، بنا بر روايت صدوق از بزنطى رحمهم اللّه چنين مرقوم فرموده است : « يا ابا جعفر ، بلغنى انّ الموالى اذا ركبت اخرجوك من الباب الصغير ، فانما ذلك من بخل بهم لئلّا ينال منك احد خيرا ، فاسئلك بحقّى عليك لا يكن مدخلك و مخرجك الا من الباب الكبير و اذا ركبت فليكن معك ذهب و فضّة ثم لا يسئلك احدا الّا اعطيته ، و من سألك من عمومتك ان تبرّه فلا تعطه اقلّ من خمسين دينارا و الكثير اليك ، و من سألك من عمّاتك فلا تعطها اقلّ من خمسة و عشرين دينارا و الكثير اليك ، انّى انّما اريد ان يرفعك اللّه تعالى فانفق و لا تخش من ذى العرش اقتارا ؛ اى ابو جعفر ، ( امام جواد ) به من خبر
--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 7 ، ص 235 .