الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

20

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

ايشان فرمودند : همان چيزى را كه برادران يوسف به او گفتند : « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ . . . « 1 » ؛ امروز سرزنش و توبيخى بر شما نيست . » برويد كه آزاد هستيد . « 2 » و به اين ترتيب ، عدهء زيادى را كه قبلا ريختن خونشان را حلال اعلام كرده بود ، و دستور قتلشان را داده بود ، بخشيد و از گناهانشان درگذشت ، مانند : عكرمة بن ابى جهل كه همانند پدرش ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را اذيت مىكرد و دشمنى مىنمود و براى جنگ با ايشان پول خرج مىكرد . « 3 » صفوان بن امية بن خلف كه دشمنى شديدى با پيامبر داشت . هبار بن اسود بن مطلب كه زينب ، دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ترسانيد و باعث شد سقط جنين كند و به همين سبب ، پيامبر خون او را مباح اعلام كرد . او نزد پيامبر آمد و از كار بدش عذرخواهى كرد و گفت : اى رسول خدا ، ما مشرك بوديم و خدا به وسيلهء تو ما را هدايت كرد و از هلاكت نجات داد ، پس از جهلم درگذر كه من به گناهم معترفم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من تو را بخشيدم و خداوند تو را مورد لطف قرار داده ؛ چون به اسلام هدايت كرده است و گناهانى كه قبل از تاريخ اسلام انجام دادى ، بخشيده شده است . « 4 » وحشى ، قاتل حمزه عليه السّلام ، وقتى كه مسلمان شد ، پيامبر به او فرمود : آيا تو وحشى هستى ؟ گفت : بله .

--> ( 1 ) . يوسف / 92 . ( 2 ) . منتهى المطلب ، ج 2 ، ص 937 . ( 3 ) . مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 241 . ( 4 ) . اسد الغابة ، ج 5 ، ص 54 .