الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

15

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

خوش آن از بوى خوش عطرها نيز بيشتر بود ، در راه رفتن ، گويى كه از سرازيرى پايين مىآيد ، هرگاه با كسى دست مىداد ، بوى خوش دستش تا مدتها به مشام مىرسيد ، هرگاه بر سر كودكى دست مىكشيد ، آن كودك تا مدتها مورد توجه ديگران بود ، صورتش همچون ماه شب چهارده مىدرخشيد . هيچ‌كس در گذشته مثل او نبوده و در آينده هم مثل او نخواهد بود ، مردم مانند او را ديگر نخواهند ديد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، حيا و تواضع زيادى داشت ؛ خودش كفش و لباسش را وصله مىكرد ، گوسفندش را مىدوشيد ، به نيكى در خدمت خانواده‌اش بود ، بينوايان را دوست مىداشت ؛ با آنها همنشين مىشد ، از بيمارانشان عيادت مىكرد و جنازه‌هايشان را تشييع مىكرد . هيچ فقيرى را تحقير نمىكرد ، معذرت آنها را قبول مىكرد ، با كسى رفتار ناپسند نداشت ، با زنان بيوه و بردگان همراه مىشد ، از پادشاهان نمىترسيد ، عصبانيت و خوشحالى او براى خداوند بود ، پشت سر اصحاب راه مىرفت و مىفرمود : پشت سرم را براى ملائكهء روحانى خالى بگذاريد . ايشان بر شتر ، اسب ، استر و الاغ‌هايى كه برخى حاكمان به آن حضرت هديه مىكردند ، سوار مىشد . از گرسنگى ، سنگى بر شكم مىبست ، با اين‌كه كليد گنج‌هاى زمين در دست او بود و كوه‌ها از او خواسته بودند كه طلاهايشان را به آن حضرت هديه كنند ، ولى ايشان قبول نكرده بود . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به هركس كه مىرسيد ، ابتدا سلام مىكرد ؛ نماز را طولانى مىخواند ؛ خطبه‌هاى نماز جمعه را كوتاه مىفرمود ؛ با شرافتمندان انس مىگرفت ؛ افراد فاضل را گرامى مىداشت ؛ شوخى مىكرد ، ولى چيزى جز حق نمىگفت تا باعث خشنودى و رضايت خداوند باشد . « 1 »

--> ( 1 ) . رساله مولويه ، ص 21 .