الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

129

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

نوادگان عبد المطّلب عبد اللّه پسر عبد المطّلب و پدر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود كه قبلا در مورد او صحبت كرده بوديم . همچنين ، حارث ، عبد شمس و دخترى به نام اروى از فرزندان عبد المطّلب بودند . ابو سفيان فرزند حارث بن عبد المطّلب ، پسر عمو و برادر رضاعى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود ؛ چون حليمه سعديه مدتى به هر دوى آنها شير داده بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ابو سفيان با هم بزرگ شدند و ابو سفيان قبل از نبوت ، آن حضرت را بسيار دوست داشت ، ولى وقتى كه ايشان به نبوت رسيد ، با اشعارش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يارانش را مورد توهين قرار مىداد ؛ ابو سفيان شاعر بود . « 1 » او و فرزندش جعفر در سال فتح مكه ، مسلمان شدند . « 2 » ( به نقل از طبرسى ) روايت شده است كه ابو سفيان و عبد اللّه بن ابى امية بن مغيرة در سال فتح مكه ، در سرزمين بنيق العقاب « 3 » ، با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملاقات كردند . ابتدا آنها اجازهء ملاقات خواستند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آنها اجازه نداد . ام سلمه [ همسر آن حضرت ] گفت : اى رسول خدا پسر عمويت ، ابو سفيان ، و پسر عمه و برادر زنت عبد اللّه بن ابى اميه ، خواستار ملاقات هستند . ايشان فرمود : من به آنها نيازى ندارم ؛ پسر عمويم همان كسى است كه آبرويم را ريخته است و پسر عمه و برادر زنم همان كسى است كه در مكه چيزى را گفت كه نبايد مىگفت . ابو سفيان كه بچه‌اش همراهش بود ، از اين خبر ناراحت شد و گفت : به

--> ( 1 ) . الدرجات الرفيعة ، ص 165 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 470 . ( 3 ) . سرزمينى بين مكه و مدينه .