الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

127

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

دغفل « 1 » نسب‌شناس چنين گفت : آيا عبد المطّلب را ديدى ؟ گفت : آرى . گفت : او را چگونه مردى ديدى . گفت : او را مردى زيبا و نورانى ديدم كه در چهره‌اش نور نبوت بود . معاويه گفت : آيا اميه بن عبد شمس را هم ديدى ؟ گفت : بلى . گفت : او را چگونه ديدى ؟ گفت : او را مردى لاغر ، نزار و نحيف ديدم ؛ بردهء او ، ذكوان ، در راه رفتن به او كمك مىكرد . پس معاويه گفت : اين ابو عمر پسر اوست ؟ او گفت : شما چنين مىگوييد ، اما قريش او را مگر به غلامى نمىشناسند . « 2 » من [ مصنف ] مىگويم : نور الدين عباس موسوى در كتاب ازهار بستان الناظرين كلامى دارد كه خلاصه‌اش اين است : سهيلى فرمود : همانا عبد المطّلب اولين كسى بود كه به رنگ مشكى خضاب مىنمود . « 3 » ابن الاثير مىگويد : وقتى ماه رمضان فرامىرسيد ، عبد المطّلب به حرا مىرفت و مردم مسكين را اطعام مىنمود . « 4 » ابن قتيبه مىگويد : سفره‌هاى عبد المطّلب را براى حيوانات و پرندگان بر بلندى كوه‌ها نيز پهن مىكردند و به او فياض گفته مىشد ؛ به سبب بخشش و جودش . « 5 »

--> - بود . ر . ك : الكنى و الالقاب : ص 180 . ( 1 ) . در بعضى كتاب‌ها « دعبل » آمده است . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 229 . ( 3 ) . المجموع ، ج 18 ، ص 254 . ( 4 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 15 . ( 5 ) . عمدة الطالب ، ص 23 .