ابو القاسم راز شيرازى
712
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
يعنى فرمود حضرت صادق ص : اگر نبود براى حساب خوفى جز حياء عرض شدن بر خداوند عالم و رسوائى دريدن پرده از پنهانىهاى گناه ، سزاوار بود براى مرد ، اينكه فرونيايد از بالاى كوهها ، و در آبادى جا نگيرد ، و نخورد و نياشامد و نخوابد مگر از ناچارى متّصل به خوف تلف . و مثل اين مىكند كسى كه مىبيند قيامت را با مصائب آن و شدايد آن ، كه موجود است در هر نفس ، و ببيند با دل ، ايستادن را در مقابل خداوند عظيم الشّأن ؛ در اين حال ، شروع مىكند به حساب كشيدن از خود ، مثل اينكه به سوى عرصات محشر خوانده شده ، و در شدايد آن سؤال كرده شده ؛ فرمود حقّ تعالى كه : « اگر باشد به قدر يك دانه از خردل ، مىآوريم به آن ، و كافى هستيم ما حسابكنندگان » . و فرموده بعضى از امامان : « حساب كنيد با نفسهاى خود ، پيش از آنكه حساب كرده شويد ، و وزن كنيد عملهاى خود را با ميزان حياء ، پيش از آنكه وزن كرده شويد » . و گفته « ابو ذرّ » ( ره ) : « ياد جنّت ، مرگ است و ياد آتش ، مرگ است ؛ پس تعجّب است از نفسى كه زنده است ميان دو مرگ » . روايت شده از حضرت « يحيى » ع [ پسر « زكريّا » ع ] كه فكر مىكرد در شبهاى دراز در امر بهشت و آتش ؛ پس بيدار بود در تمام شب و نمىگرفت او را خواب ؛ پس بامداد مىگفت : « خداوندا ! كجاست گريزگاه و كجاست قرارگاه بهجز سوى تو ؟ » . * * *