ابو القاسم راز شيرازى
648
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
لست صاحب سرّك » ؟ حضرت فرمود : « بلى ! » . و معلوم است كه صاحب سرّ
--> - همانا چهار نفس موجود است : ناميهء نباتيّه ، حسّيّهء حيوانيّه ، ناطقهء قدسيّه ، كلّيّهء الهيّه ؛ و براى هريك از اينها پنج نيرو و دو خاصّيّت است . امّا ناميهء نباتيّه را پنج قوّت است : گيرنده ، و جذبكننده ، و هضمكننده ، و دفعكننده ، و تربيتكننده ؛ و نيز آن را دو خاصّيّت است : افزونى ، و نقصان ؛ و از كبد منبعث مىشود و آن ، شبيهترين چيزها به نفس حيوان است . و حسّيّهء حيوانيّه را پنج قوّت است : شنيدن ، و ديدن ، و بوئيدن ، و چشيدن ، و لمس كردن ، و دو خاصّيّت است : خشنودى ، و غضب ؛ و منشأ آن از قلب است و آن ، شبيهترين چيزها به نفس درندگان است . و ناطقهء قدسيّه را پنج قوّت است : علم ، و حلم ، و فكر ، و ذكر ، و هوشيارى ؛ و اين نفس را منشأى ( از بدن ) نيست و آن ، شبيهترين چيزها به نفس فرشتگان است ؛ و آن را دو خاصّيّت است : پاكى ، و حكمت . و كلّيّهء الهيّه را پنج قوّت است : هستى در نيستى ، و خوشى در رنج و سختى ، و عزّت در خوارى ، و تنگدستى در توانگرى ، و صبر در بلاء ؛ و آن را دو خاصّيّت است : حلم و كرم ؛ و اين آن نفس است كه مبدأ آن از جانب خداى تعالى است و به سوى او بازمىگردد ؛ به دليل فرمودهء خداوند تعالى كه : « و در او از روحمان دميديم » : ( سورهء 21 آيهء 91 ) . و امّا بازگشت آن ، به دليل سخن خداى تعالى : « اى نفس مطمئنّه بازگرد به سوى پروردگارت در حالت خشنودى از او و در حالى كه مورد خشنودى او باشى » : ( سورهء 89 آيات 27 و 28 ) . . . » . و اين ، از جمله احاديث حكمت است كه نظير آن ، كم در ميان كتب حديث يافت شده . و در « رجال » « نيشابورى » است كه : « آن جناب از اصحاب خاصّ على - عليه السّلام - است كه آن حضرت ، او را رديف خويش بر شتر خود سوار نمودند . پس ، از آن حضرت پرسيد : يا امير المؤمنين ! حقيقت چيست ؟ فرمود : تو را با حقيقت چه كار ؟ ! پس « كميل » عرض كرد : آيا من صاحب سرّ حضرتت نيستم ؟ فرمود : آرى ! و ليكن رشحهاى از آنچه از من سرريز مىكند به تو مىرسد . عرض كرد : آيا چون توئى سائل خويش را محروم مىكند ؟ پس آن حضرت فرمود : حقيقت ، به يكسو كردن پردههاى جلال الهى است بدون اشارت . عرض كرد : بيان را افزون فرما ! فرمود : از ميان برداشتن موهوم و هشيارى معلوم ! عرض كرد : روشنتر بيان فرما ! فرمود : دريدن پردهها به جهت غالب آمدن سرّ . عرض كرد : بيان را افزون فرما ! فرمود : ( حقيقت ) نورى است كه در صبح ازل تافت ، پس آثار آن بر هيكلهاى توحيد آشكار شد . عرض كرد : روشنتر بيان فرما ! فرمود : چراغ را خاموش كن كه همانا صبح ( حقيقت ) آشكار شد » : « روضات الجنّات » 6 : 61 - 63 ( با ترجمه و نيز تصحيح از روى متن « مجمع البحرين » 4 : 115 ) محدّث قمّى در كتاب « تحفة الاحباب » ، كيفيّت شهادت آن جناب را به اينگونه نگاشته است : « . . . و بالجمله شهادتش به دست « حجّاج ثقفى » واقع شد . مروى است كه چون حجّاج والى عراق شد ، خواست « كميل » را به دست آورد و به قتل رساند ، « كميل » از وى بگريخت ، چون « حجّاج » به دو دست نيافت ، عطائى كه از بيت المال به اقوام « كميل » برقرار بود قطع نمود . چون اين خبر به « كميل » رسيد ، گفت : از عمر من چندان به جاى نمانده كه سبب قطع روزى جماعتى شوم ؛ برخاست و به نزديك « حجّاج » آمد . « حجّاج گفت : اى « كميل » ! تو را همىجستم تا كيفر كنم . گفت : هرچه مىخواهى بكن كه از عمر من جز اندكى نمانده و عن قريب ، بازگشت من و تو -