ابو القاسم راز شيرازى

619

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

طينت منند : « اللّهمّ ارزقهم فهمى و علمى ! و ويل للمخالفين لهم من امّتى ، اللّهمّ لا تنلهم شفاعتى » « 28 » . و نيز از آن حضرت وارد است : « كسى كه نزديكى جويد به حقّ - جلّ و علا - به عبادتى كه باعث تعب نفس او شود و امامى نباشد او را از جانب خدا ، سعى او غير مقبول است و گمراه و متحيّر است و خداوند سرزنش مىكند او را در اعمال ؛ و مثل او مثل گوسفندى است كه گم شده باشد از راعى خود و خوابگاه خود ، و بسيار شده باشد ذهاب و اياب آن در روز ؛ پس چون شب شود ، منصرف شود به سقناق « 29 » غير راعى خود ، و انكار نمايد او را و حيران ماند در طلب راعى خود ، و بيرون كند او را راعى ديگر و فرياد زند كه ملحق شو به راعى خودت ! و آن ، حيران بماند و نباشد او را راعى كه ارشاد نمايد او را به چراگاه خود ، يا برگرداند به سقناق خود ؛ پس در اين حيرت ، دريابد آن را گرگ و بشكند او را و بخورد . پس همچنين است - و اللّه - كسى كه صبح نمايد از اين امّت و امام عادلى از جانب حقّ تعالى از براى او نباشد ، صبح كرده است در گمراهى ؛ و اگر بميرد در اين حال ، مرده است مثل مردن كفّار و منافقين . و بدان به درستى كه ائمّهء جور و اتباع ايشان معزولند از دين خدا و گمراهند و گمراه‌كننده‌اند ، و اعمالى كه مىنمايند ، مثل خاكسترى است كه شدّت كند بر او باد صرصر در روزى كه باد مىوزد ؛ و قدرت ندارند از آنچه كسب مىنمايند بر چيزى ؛ اين است گمراهى بعيده . و نيز از آن حضرت وارد است كه : « راوى عرض كرد : من مخالطه مىكنم

--> ( 28 ) - بار خدايا ! فهم و علم مرا به ايشان روزى گردان ، و واى بر مخالفين ايشان از امّت من ، بار خدايا ! شفاعت مرا به مخالفان آنان نصيب مگردان : « الكافى » 1 : كتاب الحجّة : باب ما فرض اللّه عزّ و جلّ و رسوله ( ص ) من الكون مع الائمّة ( ع ) : حديث 3 ( 29 ) - لفظى است تركى به معنى پناهگاه و مأوى .