ابو القاسم راز شيرازى

564

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

اصحاب خود در مسجد نشسته بود ، و نگذاشت بدى را مگر آنكه گفت به آن حضرت ، و حضرت سكوت فرمود ؛ پس برگشت « حسن » . چون‌كه شب شد ، آمد آن حضرت و كوبيد باب منزل او را . « حسن » بيرون آمد ، آن حضرت فرمود : « اى برادر ! اگر راستگويى در آنچه گفتى ، خدا بيامرزد مرا ، و اگر دروغگويى ، خدا بيامرزد تو را ، و السّلام عليك و رحمة اللّه ! » ، بعد برگشت آن حضرت . و « حسن » به عقب آن حضرت آمد و ملازمت نمود از عقب او ، ديد گريه مىكرد آن حضرت . گفت « حسن » : « و اللّه برمىگردم به سوى امرى كه مكروه توست ! » . پس فرمود آن حضرت كه : « تو را حلال كردم در آنچه گفتى و آنچه بگويى بعد از اين ! » . دأب آن حضرت اين بود كه در عرض سال ، هر بنده‌اى كه آن حضرت را معصيتى مىنمود ، آن را ثبت مىفرمودند تا ماه رمضان مىآمد ؛ آن حضرت ، شب عيد رمضان ، جمع مىفرمود غلامان و كنيزان را در خانهء خود ، و ثبت معاصى آنها را مىآوردند و از هريك يك ايشان سؤال مىفرمودند كه : « فلان روز ، فلان عمل را كردى » ؟ همه اقرار مىكردند ؛ بعد به همگى آنها مىفرمودند : « من عفو كردم از جميع تقصيرات شما كه در اين سال كرده‌ايد ، و شما را - تمامى - آزاد كردم در راه خدا ! شما هم دعا نماييد كه خدا عفو و مغفرت فرمايد از گناهان امسالهء من و مرا آزاد فرمايد از آتش ، چنان‌كه من شما را آزاد كردم » . آنها به همين طريق دعا مىكردند و آن حضرت آمين مىفرمود و مىفرمود : « ربّ انّك امرتنا ان نعفو عمّن ظلمنا ، و عفونا كما امرتنا ، فاعف عنّا ! فانّك اولى بذلك منّا ، و امرتنا ان لا نردّ سائلا عن ابوابنا ، و قد اتيناك سؤّالا و مساكين ، انخنا بفنائك و ببابك ، نطلب نائلك و معروفك و عطاءك ، فامنن علينا و لا تخيّبنا . . . » « 20 »

--> ( 20 ) - بار پروردگارا ! تو به ما فرموده‌اى از كسانى كه بر ما ستم كنند درگذريم ، پس درگذشتيم چنان‌كه به ما فرمان دادى ، پس از ما درگذر ! زيرا كه تو به چنين رفتار از ما شايسته‌ترى ، و به ما امر فرموده‌اى كه خواهنده را از -