ابو القاسم راز شيرازى

528

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است به قرب و حضور حقّ تعالى در نزد عبد ، كه : نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ « 12 » ، و حاضر ساختن خود در نزد حقّ تعالى به‌طورىكه خود را به حقّ و حقّ را به خود ناظر بيند ؛ و چنان‌كه جليس « 13 » خود را به خود ناظر مىبيند و خلاف ادب و حرمت و شأن او را در حضور او نمىكند ، نيز حقّ را به خود ناظر بيند و برعكس و خلاف ادب و امر و اطاعت او در حضور او جائز نشمرد . پس حياء ، به معنى انكسار است كه حاصل مىشود عبد مؤمن عاقل را به سبب علم به قرب و حضور حقّ تعالى ، و باعث مىشود امتثال اوامر و ترك مناهى الهيّه را ؛ و به سبب اين علم ، حقير مىشمارد نفس خود را نسبت به جلالت و عظمت او ، از آنكه تواند خلاف او را كرده باشد ؛ و اين علم تقرّب ، نيست مگر از براى مؤمن عاقل لبيب . پس حياء ، سببى است كه منقطع مىسازد مستحيى « 14 » را از معاصى ، و اگرچه هنوز صفت تقوى و پرهيزكارى ، حاصل نكرده باشد . و چون ايمان ، سبب است امتثال اوامر و انتهاى از نواهى او را ، و حياء نيز سبب شد انقطاع از معاصى را كه اعظم از فعل طاعات است ؛ لهذا حضرت امام ص مىفرمايد : حياء ، صدر ايمان است ؛ يعنى جزء اعلى از اجزاء ايمان است . و حياء را نور و جوهر فرمود ؛ زيرا كه معلوم گرديد كه حياء از اقران « 15 » و جنود عقل است ؛ و چنان‌كه عقل ، جوهر و نورى است الهى ، جنود او كه اخلاق حسنه و صفات حميده‌اند نيز از انوار عقليّه‌اند كه شعب جوهر و نور عقل مىباشند ، و از جمله جواهر ذاتيّهء جوهر عقلند .

--> ( 12 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 158 رجوع شود . ( 13 ) - همنشين ( 14 ) - حياكننده ( 15 ) - هم‌شأنان ، ملازمان