ابو القاسم راز شيرازى

525

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

اللّه » « 3 » . و الحياء خمسة انواع ؛ حياء ذنب ، و حياء تقصير ، و حياء كرامة ، و حياء حبّ ، و حياء هيبة ؛ و لكلّ واحد من ذلك اهل ؛ و لاهله مرتبة على حدة . ترجمهء اجماليّه : فرمود حضرت امام - عليه السّلام - : حياء ، يعنى شرم ، نورى است كه جوهر آن ، سينهء ايمان است . و ترجمهء حياء ، ثابت بودن است در نزد هر شيئى كه انكار نمايد آن را توحيد حقّ تعالى و معرفت او . فرمود حضرت پيغمبر ص : « حياء از ايمان است » . پس گفته شده است كه : « حياء به ايمان است و ايمان به حياء است » ، يا آنكه : « فضل حياء به ايمان است و فضل ايمان به حياء است » . و صاحب حياء ، خير است تمام آن ، و كسى كه محروم ماند از حياء ، پس او شرّ است تماما و اگرچه عبادت و ورع را بر خود ببندد . و به درستى كه گامى كه برداشته شود در ميدان هيبت حقّ تعالى به حياء از حقّ ، به سوى حقّ ، بهتر است از عبادت هفتاد سال . و وقاحت - يعنى بىحيائى و سخت‌روئى - سينهء نفاق و سينهء شقاق است ؛ و سينهء نفاق ، كفر است . فرمود رسول خدا ص : « هرگاه حيا نكنى ، پس بكن آنچه را بخواهى » ؛ يعنى هرگاه مفارقت كردى حيا را ، پس آنچه عمل كنى از خير يا شرّ ، تو معاقب « 4 » هستى به آن . و قوّت حيا از حزن و خوف است ؛ و حياء ، مسكن خشيت است ؛ پس حيا ، اوّلش هيبت است . و صاحب حيا ، مشتغل « 5 » است به شأن خود ، اعراض‌كننده است از مردم ، انزجار دارد از چيزى كه خلق در آنند ، و اگر واگذارده شود صاحب حيا ، مجالست نمىكند احدى را ؛ فرمود [ حضرت ] نبىّ ص : « وقتى كه مىخواهد خداوند به بنده نيكى را ، مشغول

--> ( 3 ) - « بحار الانوار » 71 : 336 ( 4 ) - مورد مؤاخذه واقع شده ( 5 ) - مشغول