ابو القاسم راز شيرازى

42

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

كرده كه : « علماء ، سه طايفه‌اند ؛ اوّل : عالم باللّه كه عالم به اوامر الهى نباشد ؛ و او عبدى است كه مستولى است معرفت الهيّه بر قلب او ، پس گرديده است مستغرق در مشاهدهء نور جلال و كبرياء حقّ تعالى ، و فارغ نمىماند از براى تعليم گرفتن علم احكام مگر آنچه واجب است بر او . و ثانى : عالم بامر اللّه كه عالم باللّه نباشد ؛ و او عبدى است كه مىشناسد حلال و حرام را ، و دقايق احكام را ، ليكن عارف نيست به اسرار جلال حقّ تعالى . و ثالث : عالم باللّه و بامر اللّه - جميعا - ؛ و او عبدى است كه جالس است بر حدّ مشترك ميان معقولات و عالم محسوسات ؛ و يك دفعه با حقّ تعالى است به سبب محبّت او ، و يك دفعه با خلق است به سبب شفقت و رحمت بر ايشان ؛ و وقتى كه رجوع مىكند از حقّ تعالى به‌سوى خلق ، مثل يكى از ايشان است با ايشان ، گويا نمىشناسد حقّ تعالى را ؛ و هرگاه خلوت كند با پروردگار خود - در حال اشتغال به ذكر به طاعت و خدمت او - پس گويا نمىشناسد خلق را . و سبيل اين طايفهء سيم ، سبيل صدّيقين و مرسلين است ؛ و مراد حضرت رسول ص [ از ] : « سائل العلماء ، و خالط الحكماء ، و جالس الكبراء » « 102 » اين سه طايفه‌اند ؛ پس مراد آن حضرت از سائل العلماء ، از علماء بامر اللّه‌اند كه امر فرموده به مسألت از ايشان - در نزد حاجت - به استفتاء . و امّا منظور از حكماء ، علماء باللّه است كه امر فرموده مخالطت با ايشان ، و امّا منظور از كبراء ، علماء باللّه و بامر اللّه‌اند كه امر فرموده به مجالست ايشان ؛ زيرا كه در مجالست ايشان ، خير دنيا و آخرت است . و از براى هريك از اين سه طايفه ، سه علامات است ؛ پس ، از براى عالم بامر اللّه ، ذكر به لسان است نه به قلب ، و خوف

--> ( 102 ) - از عالمان ( مسائل خود را ) بپرس ، و با حكيمان آميزش كن ، و با بزرگان مجالست نما : « منية المريد » : 125 و نزديك به اين مضمون ( با ضمير جمع ) در مآخذ زير : « تحف العقول » : 41 ، « النّوادر للرّاوندىّ » : 155 ، « نزهة النّاظر » : 10 ، « بحار الانوار » 1 : 198 ، 71 : 188