ابو القاسم راز شيرازى

457

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

احتياج دارم به زادى ؟ ! » . آن شخص در جواب گفت : « زاد تو بهترين زادهاست كه مىتوانى به آن ، قطع مراحل آخرت را نمائى چه برسد بر مفاوز دنيا » ، و گفت : « ارى الزّهّاد في روح و راحه * و قلوبهم عن الدّنيا مزاحه اذا ابصرتهم ، ابصرت قوما * ملوك الارض شيمتهم سماحه » « 38 » و امرى كه مقتضى كرده است توكّل بر حقّ تعالى را ، و امر بزرگ خطيرى است ، آن است كه حقّ تعالى مقرون گردانيد رزق را به خلق ، و فرمود : خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ « 39 » ؛ چنان‌كه خلق از اوست ، رزق هم از او و با اوست نه غير ، و وعده فرمود رزق را به اظهار قوّت و متانت ، و گفت : إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ « 40 » ، و قناعت به وعده نكرد تا آنكه ضامن شد و فرمود : وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها « 41 » . و اكتفا نكرد به ضمان ، تا آنكه قسم خورد : فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ « 42 » ، و كفايت نفرمود به قسم تا آنكه امر كرد به توكّل ، و ابلاغ و انذار كرد كه : وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ « 43 » ، وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 44 » ؛ پس كسى كه اعتنا نكند به قول حقّ تعالى ، و

--> ( 38 ) - زاهدان ( و تاركان دنيا ) را مىنگرم كه در آسايش و راحتند و دلهاى ايشان از ( فكر ) دنيا دورى گزيده است ، و چون ( به ديدهء عبرت ) به ايشان بنگرى ، قومى را خواهى ديد كه ( در حقيقت ) فرمانروايان روى زمينند و منش ايشان ، بلندنظرى و گذشت و علوّ همّت است . ( 39 ) - . . . شما را آفريد ، آن‌گاه روزيتان داد . . . : سورهء 30 آيهء 40 ( 40 ) - همانا كه روزى بخشندهء خلق ، تنها خداست كه صاحب قوّت و اقتدار است : سورهء 51 آيهء 58 ( 41 ) - به باب حاضر ، صفحهء 454 رجوع شود . ( 42 ) - پس به خداى آسمان و زمين قسم كه اين وعده ( رزق مقدّر ) به مانند تكلّمى كه با يكديگر مىكنيد ، حقّ و حقيقت است : سورهء 51 آيهء 23 ( 43 ) - به باب حاضر ، صفحهء 449 رجوع شود . ( 44 ) - به باب حاضر ، صفحهء 449 رجوع شود .