ابو القاسم راز شيرازى

387

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تمام لذّات ، فرع اين است . مع ذلك ، زهد كاملين ، ترك هستى است ؛ و ترك هستى و فنا ، راه به خداست ؛ چنان‌كه بعضى از انبياء ، مناجات كردند كه : « پروردگارا ! چگونه است راه به سوى تو ؟ وحى شد به ايشان كه : نفست را بگذار و بيا به سوى ما ! كه : « دع نفسك و تعال الىّ » « 36 » . بعد مىفرمايد : كه اگر اهل عصمت ص به اين مرتبه زهد ورزيدند كه ترك هستى و حيات ظاهر در راه محبّت الهى كردند ، پس چگونه است حال آن كسانى كه در طلب دنيا و حرص بر آن ، حدود و احكام الهى را به « خلف قفا » « 37 » انداختند ؟ ! يعنى حال اين دو طايفه ، در سعادت و شقاوت ، و كمال و نقص ، و نجات و هلاكت ، و قرب و بعد ، و عزّت و ذلّت ، و عذاب و راحت ، نقطهء مقابل يكديگر است . بعد مىفرمايد : عبرت بگير از مشاهدهء حال دنيا با ساكنان در او ؛ اگر دنيا احسان به يكى از ساكنان خود كرده است ، هرآينه رحم و احسان بر تو خواهد كرد ؛ و از آنكه بر احدى رحم ندارد بلكه همه را هلاك مىكند چه توقّع دارى كه بر تو رحم نمايد ؟ ! فرمود رسول ص خدا كه : « حقّ تعالى خلقت دنيا را فرمود و طلب اطاعت كرد از آن ، دنيا اجابت كرد - اطاعت حقّ تعالى را - . پس خواهش فرمود از دنيا مخالفت طالبين خود را و موافقت مخالفين خود را ، و عهد كرد به سوى دنيا اين مطلب را . پس دنيا قبول كرد عهد الهى را و مطبوع « 38 » شد بر اين عهد » ؛ يعنى مخالفت طالبين و موافقت مخالفين ؛ يعنى اين صفت را حقّ تعالى ، خلقى و طبيعى دنيا فرمود كه مجبول است بر آن ، و ترك آن را نتواند

--> ( 36 ) - « مناهج الطّالبين » : 237 ، « مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز » : 200 ( 37 ) - پس پشت ( 38 ) - سرشته شده