ابو القاسم راز شيرازى
384
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
درجهء رابعه : مجرّد شدن از ميل داشتن به آنچه فانى است تا تواند عادت نمايد بر ايثار و بذل ، و احتراز نمايد از صفت حرص و بندگى دنيا ، تا بگردد از جملهء احرار ، و آزاد شود از ربقهء « 26 » دنيا و اهلش . درجهء پنجم : تبرّى و بىميلى از ما سوى اللّه است در طريق ارادت او ، و ملتزم شدن فقر است به سبب غنى يافتن قلب به حقّ تعالى . درجهء ششم : صافى كردن باطن است از ظلمت عالم دنيا ، و بينا كردن بصيرت است به نور قدس ، تا مكاشف « 27 » گردد به بطون عالم ، به قدر صفاى باطن . درجهء هفتم : اعراض كردن است از ما سواى محبوب ، و وحشت داشتن است از غير آنچه انس گرفته به آن از انوار تجلّى مطلوب . درجهء هشتم كه در مقام ولايات الهيّه است ، طلب وحشت كردن است از آنچه اطلاق شود بر آن اسم غير ، و طلب ترويح « 28 » روح كردن از « كسى كه ديده مىشود از او هر خير به حسب بصيرت قلبيّه » « 29 » . درجهء نهم كه در مقام حقايق است ، « رفع محاسن صفات است از مزاحمت شهود جمال ذات حقّ تعالى » « 30 » . درجهء دهم كه در
--> ( 26 ) - ريسمان ، رشته ؛ كنايه از وابستگى ( 27 ) - كسى كه به ديدهء باطنبين در حدّ مرتبهء خويش از حقايق عالم غيب بر او امورى مكشوف شود . ( 28 ) - به خوشى و آسايش رساندن ( 29 ) - آنكس كه همهء خيرات از او به ظهور مىرسد ، انسان كامل الهى است كه خليفة اللّه است ؛ چنانكه در زيارت جامعهء كبيره آمده است : ان ذكر الخير كنتم اوّله و اصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه ؛ يعنى آنجا كه از هر خير ياد شود ، شما ( اهل بيت اطهار كه خلفاء الهى در پهنهء هستى و سپهسالاران عالم وجوديد ) خود ، آغاز هر خير و اصل هر خير و فرع هر خير و معدن هر خير و مأواى هر خير و منتهاى آنيد : « زيارت جامعهء كبيره » : 29 ( 30 ) - زيرا كه تجلّى ذاتى الهى ، متلازم با تلاشى و محو ما سواى خود است ، اگرچه محاسن صفات باشند ، كه : انّ للّه تعالى سبعين الف حجاب من نور و ظلمة ، لو كشفها لاحرقت سبحات وجهه ما انتهى اليه بصره ؛ يعنى خداى تعالى را هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت است كه اگر هرآينه آن حجابها را از چهرهء ذات به يكسو كند ، اشعّهء سوزان وجه اكرم او ، تا آنجا كه ديدهاش پرتو افكند ، همه را بسوزاند ؛ كه مراد از حجابهاى نورانى ، محاسن صفات است .