ابو القاسم راز شيرازى

366

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

قصور بر دنيا متراكم گشته كه گويا تكوينش - از شدّت ضعف - فناست و بقا ندارد ؛ و لهذا به لسان انبياء و اولياء در شريعت ، به دار فنا مسمّى است . و عالم دنيا را عالم ما سوى اللّه و باطل نامند ؛ چنان‌كه حضرت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : « راست‌تر كلمه‌اى كه « عرب » تكلّم به آن كرده‌اند قول « لبيد » « 26 » شاعر است كه انشا كرده است : « الا ! كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل » « 27 » و كون و فساد متتالى « 28 » و متوالى در موجودات دنيوى - على الدّوام - مشهود است ؛ لهذا فرمود : حاصل دنيا زوال است ؛ چه ، آخر و مآل هر موجودى از موجودات دنيويّه ، زوال و فناست ؛ چنان‌كه آخر هر تولّد ، موت و آخر هر بناء ، خراب و آخر هر زرع ، حصاد « 29 » و آخر هر شهوت ، خمود « 30 » و آخر هر لذّت ، فتور « 31 » و آخر هر نشاط ، كسالت و آخر هر سرور ، حزن و آخر هر حسن ، زوال و آخر هر صحّت ، مرض و آخر هر صحبت و وصال ، فراق و آخر هر نعمت ، زوال و آخر هر رفعت ، پستى و آخر هر قدرت ، سستى و آخر هر زيركى ، خرافت « 32 » و آخر هر اقبال ، ادبار و آخر هر محبّت ، عداوت و آخر تمام دنيا ، فنا و

--> ( 26 ) - لبيد بن ربيعة بن عامر بن مالك از بنى كلاب : صد و پنجاه و هفت سال عمر يافت . پيش از اسلام شاعر بود ، چون مسلمان شد ديگر شعر نگفت . وفاتش در سنه احدى و اربعين يعنى سال چهل و يك از هجرت اتّفاق افتاد : « تاريخ گزيده » : 242 ( 27 ) - هان تا بدانيد كه آنچه غير خداست باطل است ، و هر نعمت و دولتى به ناچار ازبين‌رفتنى است : « ديوان لبيد بن ربيعة » : 145 ( 28 ) - پىدرپى درآينده و پس يكديگر رونده ( 29 ) - درو ، برداشت كشت ( 30 ) - در لغت ، به معنى فرونشستن آتش است ، و در اينجا اصطلاحا به معنى فرو خفتن شهوت مىباشد . ( 31 ) - سستى ( 32 ) - سبك‌مغزى