ابو القاسم راز شيرازى

343

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

رحمت و وقوع در عذاب الهى ، و حال‌آنكه فاسق بىعلم و عمل ، به واسطهء ندامت و پشيمانى از جهل و عمل خود ، تايب مىشود و سعادت مىيابد . لهذا از حضرت صادق ص مروىّ است : « حقّ تعالى دانست كه گناه بهتر است از براى مؤمن از عجب ؛ و اگر نبود اين حكمت به جهت زوال عجب ، هرآينه مبتلى نمىفرمود حقّ تعالى مؤمن را به گناهى » . پس مىفرمايد : « داخل مىشوند عابد و فاسق در مسجدى و بيرون مىآيند از مسجد ، در حالى كه فاسق صدّيق است و عابد فاسق ؛ زيرا كه عابد ، داخل مىشود و حال‌آنكه « غنج و دلال و كرشمه » « 35 » دارد بر حقّ تعالى بر طاعت خود ؛ لهذا طاعتش مبدّل به فسق مىشود ، و فاسق ، داخل مىشود و فكرش در ندامت به فسق خود است ، و استغفار مىنمايد از حقّ تعالى بر ذنب « 36 » خود ؛ لهذا فسقش مبدّل به صدق و طاعات مىشود » . و نيز منقول است از حضرت ابى عبد اللّه ص از حضرت رسول خدا ص كه فرمود : « روزى « موسى بن عمران » ع نشسته بود كه روآورد « ابليس » به او با برنسى « 37 » به الوان مختلف بر سر او . پس برداشت برنس خود را و ايستاد و سلام كرد . پس حضرت « موسى » فرمود : كيستى ؟ گفت : « ابليس » ! فرمود : خداوند قربت ندهد تو را ! گفت : آمدم تو را سلام نمايم به سبب مكان قرب تو از حقّ تعالى . « موسى » فرمود : اين برنس چيست ؟ گفت : دلربايى مىكنم به اين بنىآدم را ! فرمود « موسى » كه خبر ده مرا از گناهى كه بكند فرزند آدم و به واسطهء آن تو راهيابى بر آن . گفت : وقتى كه اعجاب نمايد به نفس خود ، و بسيار شمرد عمل خود را ، و صغير آيد در نظر او گناه او » . و نيز حقّ تعالى به « داود » ع خطاب فرمود كه : « بشارت ده گناهكاران را

--> ( 35 ) - اين سه لغت در معنى ، نزديك به هم و در مجموع عبارت از ناز و دلربايى كردن آميخته با تكبّر است . ( 36 ) - گناه ( 37 ) - برنس : كلاه ، كلاه بلند