ابو القاسم راز شيرازى

325

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

سريره و باطن تو را كه كبر و حسد بود ؟ » . بعد فرمود : فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ * وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ « 27 » . و پس از اخراج كردن حقّ تعالى او را از دار رحمت ، و لعنت كردن بر او به سبب حسدى كه با « آدم » داشت ، درصدد فريب و اغواى « آدم » برآمد ، و به واسطهء « حوّاء » و قسم‌هاى مغلّظه « 28 » به اسم حقّ تعالى ، « آدم » را اغوا نمود و به خوردن از شجرهء حنطه « 29 » كه حقّ تعالى او را نهى از آن فرموده بود [ وادار كرد ] . پس از ظهور خطيئه از « آدم » و فرار كردن لباس‌هاى بهشتى از او و « حوّا » و مأمور شدن به خروج از جنّت و هبوط در ارض و حرمان از قرب جوار پروردگار - به سيصد سال - و عجز كردن ، كه : رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ « 30 » ، حقّ تعالى وحى فرمود به « آدم » كه : « آيا عهد و وصيّت نكردم در اوّل خلقت با تو ؟ و علم اسماء خمسه را به تو تعليم نكردم ؟ چرا برگزيدگان مرا در نزد من شفيع خود نگردانى تا توبهء تو را قول نمايم ، و از بركت ايشان تو را به درجهء اجتباء « 31 »

--> - يعنى نزد من زشت است از غير تو آن شغلى كه مىكند ، و تو كه آن را مىكنى نيكوست و پسنديده . آن شخص گفت : سبحان اللّه ! من از تو معنى آيه مىپرسم و تو به شعر زنى مطربه جواب مىدهى ؟ ! گفت : من جواب تو گفتم ، اگر عقل دارى آن را درياب . و بعد از آن گفت : اگر فهم تو به آن نمىرسد ، بدان كه مكر خدا ، تخليه و فروگذاشتن اوست ايشان را كه مكر از ايشان صادر شد ؛ و اين معنى مكرى است از خدا نسبت به ايشان ؛ و چون حقّ سبحانه بيان مكر « يهود » نمود به عيسى و مكر خود نسبت به ايشان ، در عقب آن ذكر انعام خود نمود بر عيسى و بيان حسن تدبير و لطف تقدير خود نسبت به او . . . » : تفسير « منهج الصّادقين » 2 : 238 ( 27 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 262 رجوع شود . ( 28 ) - غليظ در لغت به معنى پرمايه و شدّت است در هر چيز ، و مغلّظه ، نعت مفعولى اين كلمه است ؛ يعنى مؤكّد و شديد . ( 29 ) - گندم ( 30 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 369 رجوع شود . ( 31 ) - برگزيدگى