ابو القاسم راز شيرازى

319

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عهد الهى و برگزيدگى در نزد او . پس باش محسود و نباش حاسد ؛ پس به درستى كه ميزان حاسد ، هميشه سبك است و ثقيل مىگرداند ميزان محسود را ، و حال آنكه رزق مقسوم است ؛ پس چه نفع مىدهد حسد حاسد را ؟ و چه ضرر مىرساند به محسود حسد بر او ؟ . و حسد ، اصلش از عمل قلب است و از انكار فضل و موهبت حقّ تعالى ؛ و حسد و انكار ، دو بالند از براى كفر . و به واسطهء حسد ، واقع مىگردد فرزند آدم در حسرت ابدى ، و هلاك مىشود به هلاكتى كه نجات نمىيابد از آن هرگز . و نيست توبه و بازگشت از براى حاسد ؛ زيرا كه استمرار دارد بر آن ؛ و حسد ، عقد قلبى اوست و در طبيعت او مطبوع است ، و ظاهر مىشود از او بدون معارضى « 1 » كه معارضه نمايد با او و بدون سبب خارجى ؛ و طبيعت ، متغيّر نمىشود از اصل خود اگرچه معالجه كرده شود . تحقيق تفصيلى مخفى نماند كه حسد ، خلقى است ردىّ و مرضى است قوىّ كه فاسدكنندهء طاعات است ، و باعث بر خطيئات « 2 » است ، و هلاك سازندهء نفوس است ، و شاخى است قوى از شاخهاى شجرهء زقّوم محبّت دنيا كه وارد مىسازد اهلش را بر آتش . و مبتلا مىشوند به اين مرض ، اكثر علماء رسوم و قرّاء ، چه رسد به عوامّ و جهّال ؛ چنان‌كه حضرت رسول ص فرمود : « شش طايفه داخل مىشوند نار را به شش صفت : اعراب به عصبيّت « 3 » ، و امراء به جور ، و دهاقين كه [ ملّاكينند ] به كبر ، و تجّار به خيانت ، و اهل رساتيق « 4 » به جهل ، و علماء به حسد » . و صفتى

--> ( 1 ) - معارض : كسى يا چيزى كه رودرروى شخص قرار گيرد و مانع از اجراى مقصود او شود . ( 2 ) - گناهان ( 3 ) - تعصّب ( 4 ) - جمع رستاق كه به معنى روستاست .