ابو القاسم راز شيرازى
299
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
آدم و يشبّ فيه خصلتان ؛ الحرص و طول الامل » « 12 » . چهارم : در وقت موت كه هنگام راحت است ، از تعب حرص در دنيا حريص را تعبى است اشدّ از تعب دنيا ؛ زيرا كه ثمرات افعال و اخلاق ذميمه و عقاب بر آنها ، مورث عذابى است مر روح انسانى را [ اشدّ ] از تعب دنيوى ؛ چه ، مادام كه روح گرفتار به حجاب بدن است ، چندان شعور به امراض باطنيّهء خود ندارد و متألّم « 13 » نمىشود از آنها ، و بعد از فراغت از بدن و لوازم آن ، شاعر شود به امراض خود ، و كمال تألّم « 14 » يابد از آنها ؛ و لهذا حضرت شارع مقدّس ، ترغيب و تحريص فرموده به اصلاح اعمال و تهذيب اخلاق به جهت رستگارى ابدى اخروى از ثمرات آنها كه مخالف فطرت روحند و « مؤلم و معذّب » « 15 » اويند ؛ زيرا كه روح ، از عالم ملكوت و تجرّد و نور است ، و امراض اخلاق ذميمه به واسطهء بدن كه از عالم مادّه و غسق و ظلمت است عارض مىشوند او را ، و به سبب مخالفت و ضدّيّت با عالم او ، معذّب گردند او را : * روح را صحبتِ ناجنس عذابى است اليم * « 16 » . پنجم : خوف از عدم وصول به آنچه حريص در آن است ؛ و اين خوف ، مورث نمىشود مگر حرمان از مطلوب و وقوع در آنچه مخوف است ؛ زيرا كه طلب حريص در غير قسمت و نصيب است و لا بد محروم است از آن ، و واقع است در حرمان از مطلوب كه خائف است از آن . ششم : حساب در آخرت كه خلاصى
--> ( 12 ) - آدمىزاده پير مىشود در حالتى كه دو صفت در او جوان ( و نيرومند ) مىگردد ، ( و آن دو صفت ) يكى حرص ، و ديگرى درازى آرزوست : « بحار الانوار » 73 : 22 ( 13 ) - درديافته ، آزرده ( 14 ) - درد يافتن ( 15 ) - دردآورنده و عذابكننده ( 16 ) - چاك خواهم زدن اين دلق ريائى چه كنم * روح را صحبت ناجنس ، عذابى است اليم « ديوان حافظ » : 316