ابو القاسم راز شيرازى
269
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
« ديد ، بر دانش بوَد غالبفَزا * زان سبب دنيا فريبد عامه را كاين جهانى را همىبينند عَين * وان جهانى را همىدانند دَين » « 10 » و لهذا مغرور به دنياى محسوس فانى شده كه چون نقش بر آب است ، و از دارالسّلام باقى ، مهجور و محروم مانده و بالمرّه چشم پوشيده است ، و اعتنا به اخبار ربّانيّه و وحى و مكاشفات انبياء و اولياء در وجود آخرت و حيات و نعيم آن ندارد ، كه : إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ « 11 » ؛ و چنين غافل جاهل مغرورى كه به غرور خود تسليم نمىكند احكام الهيّه را ، و متّعظ نمىشود به مواعظ انبياء و اولياء ص ، عملش بر خلاف اعتقاد اوست ؛ زيرا كه اگر مريض شود ، به اميد صحّت مىآشامد دوائى را كه طبيب تجويز كرده او را ، و حالآنكه موافق اعتقاد او آن است كه گويد : مادام ، يقين بر نفع اين دوا حاصل نكنم ، نمىآشامم او را . آيا صدق انبياء و اولياى الهى كه اطبّاى روحانىاند ، و همهء دنياى خود را فداى دين كرده ، كمتر از اطبّاى جسمانى است ؟ و حالآنكه انبياء و اولياء عليهم السّلام مدّعى كشف و شهود و يقينند و اطبّا ، مدّعى ظنّ و تخمين و تجربهاند . بلكه طريق عاقل ، آن است كه دفع ضرر مظنون از خود بكند ، و نفع مظنون را تحصيل نمايد ؛ چنانكه زنديقى « 12 » خدمت حضرت امير المؤمنين ص عرض كرد : « باعث بر اين طاعات و زحمات كثيره چيست و دليل بر وجود آخرت و حيات بعد از موت كدام است ؟ » . آن حضرت در جواب زنديق فرمودند : « از دو حال بيرون نيست ، يا تو در قول خود صادقى يا ما ؛ اگر تو صادق باشى كه بعد از موت از براى انسان حياتى نباشد ، ما كه مشغول به طاعات شدهايم با تو كه
--> ( 10 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 91 سطرهاى 4 و 5 رجوع شود . ( 11 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 45 رجوع شود . ( 12 ) - زنديق : منكر مبدأ و معاد