ابو القاسم راز شيرازى
257
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
قدرت است كه داخل شود قرقگاه سلطان حقيقى را ، چه رسد به دخول در نظرگاه او به وسوسه ؛ چنانكه نور كه آيد ظلمت را محلّى نماند ، و روز كه آمد شب را وجودى نيست ، و باد كه آيد پشه را قرارى نماند ؛ و در اين حالت ، عبد سالك محفوظ ماند از شرّ « ابليس » و وساوس او . و رابع : كثرت ذكر است ؛ يعنى ذكر كردن حقّ تعالى بر دوام ، باعث حفظ عبد است از شرّ « ابليس » و وسوسهء او ؛ زيرا كه ذات و فطرت « ابليس » ، مقتضى ظلمت و غفلت است از حقّ تعالى ، و اگر از كبرياء و نور الهى غفلت نداشت ، اظهار كبر و خودبينى و نور نمىكرد ، و از حكم الهى سرپيچى نمىنمود ، نسبت به « آدم » كه خليفه و صفىّ الهى است أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ « 76 » نمىگفت . پس ورود « ابليس » بر قلب به وسوسه ، به سبب غفلت قلب است از حقّ تعالى و مناسبت قلب غافل با « ابليس » ؛ و تذكّر قلب به ذكر الهى ، باعث دورى « ابليس » است ، و موجب دفع وسوسهء او و غفلت از حقّ تعالى است . و در تفسير قوله تعالى : مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ « 77 » وارد است كه : « هرگاه ذكر كند انسان حقّ تعالى را ، پس مىجهد شيطانى كه جاثم است بر قلب او ، و هرگاه غافل شود از حقّ تعالى ، وسوسه مىكند او را » . و چنانكه مكايد و حيل و وساوس « ابليس » سهام است بر قلوب بنىآدم ، همچنين اذكار الهى همچون سهامند بر « ابليس » ، و او را مجروح نمايند ؛ چنانكه « ابليس » مكشوف مىشود بر اهل ذكر ، با جراحت بسيار ؛ و آن جراحات ، به سبب اذكار اهل ذكر بر آن وارد مىشود ، و به اين سبب ، نزديكى به اهل ذكر نتواند نمود ، و از وسوسهء او محفوظ مىمانند مادام كه
--> ( 76 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 367 رجوع شود . ( 77 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 58 رجوع شود .