ابو القاسم راز شيرازى
252
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
لجام كند او را ، و محاربه نمايد ، و ايمن نشود از فساد و هلاك او . و طريقهء محاربهء با او چنان است كه حضرت امام مىفرمايد ؛ و آن ، بودن با « ابليس » است مثل بودن غريب با كلب شبان كه فزع مىكند به صاحب آن ، كه بازدارد و منع نمايد او را از غريب . همچنين هرگاه احساس نمايد مؤمن به وسوسه و اضلال كردن « ابليس » از طريق حقّ ، و نسيان از ذكر حقّ تعالى ، استعاذه نمايد و پناه جويد به ربّ خود و « ابليس » از شرّ او كه حقّ تعالى تأييد مىكند حقّ را بر باطل ، و نصرت مىدهد مظلوم را بر ظالم ، كه فرموده : إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ « 59 » ؛ امّا به شرط توكّل بر حقّ تعالى ، و وكيل نمودن او را در امور خود ، و عزل كردن نفس از تدبير « 60 » . و پس از استعاذه و پناه بردن مؤمن به حقّ - جلّ و علا - از شرّ [ ابليس ] ، اگر برخورد به تغلّب « 61 » و وسوسهء « ابليس » ، يقين نمايد كه آن ابتلا و امتحانى است از حقّ تعالى بر عبد ، تا آنكه ببيند صدق مجاهده و صبر و قوّت اطاعت عباد را در امر خود ؛ چنانكه ظاهرا مسلّط فرمود كفّار را بر عباد مؤمنين ، با قدرت داشتن بر دفع كفّار و شرّ ايشان ، و امر فرمود به جهاد با كفّار كه جهاد اصغر است ، از براى صبر و خالص كردن ايشان به جهاد « 62 » ؛ همچنين مسلّط فرمود « ابليس » را بر وسوسه و فساد در باطن ، و امر فرمود به جهاد با او و نفس
--> ( 59 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 337 رجوع شود . ( 60 ) - وكيل نمودن حقّ تعالى ، تنها به گفتن انّى توكّلت . . . نيست ، بلكه دست توسّل به حبل ولايت وليّى كامل و مكمّل زدن است ، تا در ظلّ حمايت او ، و از بيم قهر او ، « شيطان » دور شود ، و گرنه ، چون طبع آدمى كه هنوز اسير نفس امّاره است همشيرهء « شيطان » است ؛ اگر به زبان هم « توكّلت على اللّه » بگويد در عمل به سوى او مىدود . ( 61 ) - چيره شدن ( 62 ) - يعنى به وسيلهء جهاد