ابو القاسم راز شيرازى

242

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مقرون مىسازد حقّ تعالى به آن ملكى را ، و مقرون مىسازد به او شيطانى را ؛ پس « شيطان » جاثم « 17 » است بر « اذن يسراى » « 18 » قلب ، و ملك جاثم است بر « اذن يمناى » « 19 » قلب ، و دعوت مىكنند او را » : « ديو ، الحاح غوايت مىكند * شيخ ، الحاح هدايت مىكند » « 20 » چنان‌كه در كتاب « كافى » ، از حضرت صادق ص منقول است كه : « ما من قلب الّا و له اذنان ؛ على احداهما ملك مرشد ، و على الاخرى شيطان مفتن ؛ هذا يأمره ، و هذا يزجره ؛ الشّيطان يأمره بالمعاصي ، و الملك يزجره [ عنها ] ؛ و هو قول اللّه عزّ و جلّ : عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ * ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ » « 21 » . و نيز از آن حضرت وارد است كه : « از براى قلب ، دو اذن است ؛ پس هروقت قصد كند عبد عصيان را ، مىگويد او را روح ايمان كه : مكن ! و مىگويد « شيطان » كه : بكن ! و هرگاه كرد آن عمل را ، كنده مىشود از آن ، روح ايمان » . و نيز از آن حضرت وارد است كه : « نيست مؤمنى مگر آنكه از براى قلب او دو گوش است در جوف او كه مىدمد در يكى وسواس خنّاس « 22 » ، و در يكى مىدمد ملك ؛ پس تأييد مىفرمايد حقّ تعالى مؤمن را به ملك ؛ و اين

--> ( 17 ) - در لغت ، به معنى بر شكم خوابيده و بر روى زمين چسبيده است ؛ و در اينجا كنايه از تسلّط است . ( 18 ) - اذن يسرى : گوش چپ ( 19 ) - اذن يمنى : گوش راست ( 20 ) - « مثنوى معنوى » : دفتر چهارم : 273 ( 21 ) - هيچ دلى نيست مگر آنكه آن را دو گوش است كه بر يكى از آنها فرشته‌اى راهنما و بر دگرى شيطانى فتنه‌انگيز ( نشسته ) است ؛ آن يك فرمان مىدهد ، و اين يك بازمىدارد ؛ ( يعنى ) شيطان به نافرمانى امر مىكند ، و فرشته از آن منع مىنمايد ؛ و اين همان سخن پروردگار - عزّ و جلّ - است كه فرمود : . . . از راست و چپ نشستگانند ، و ( انسان ) هيچ لفظى نگويد مگر آنكه مراقبى آماده نزد اوست : سورهء 50 آيهء 17 و 18 ( 22 ) - در لغت به معنى بسيار آمدوشدكننده است كه كنايه از « شيطان » و ديو وسوسه‌گر مىباشد .