ابو القاسم راز شيرازى
229
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
بر او امرى را كه مستور داشته آن را حقّ تعالى بر او كه اقامه نشود در اين امر بر او حدّى » . و فرمود حضرت رسول ص : « لا تباغضوا و لا تحاسدوا و لا يغتب بعضكم بعضا ، و كونوا عباد اللّه ! اخوانا » « 10 » . و نيز فرمود كه : « احتراز نماييد از غيبت كه او اشدّ است از زنا ؛ زيرا كه زنا به توبه ، مغفور مىشود ، و غيبت مغفور نمىشود مگر به عفو كردن مغتاب او را » . و نيز فرمود : « در شبى كه عروج كردم به سماوات ، ديدم اقوامى را كه به ناخنها مىكندند صورتهاى خود را ، پرسيدم از « جبرئيل » كه ايشان كيانند ؟ عرض كرد : ايشان غيبتكنندگانند و داخلشوندگان در عرض « 11 » مؤمنينند » . و كنايه و اشاره و تفهيم مطلب به حركات بدنيّه ، مثل تصريح كردن به لسان است در غيبت . و مستمع غيبت ، شريك است با قائل در معصيت . و از حضرت رسول ص وارد است : « كسى كه دفع كند از عرض برادر خود غيبت را ، سزاوار است بر حقّ تعالى آنكه ردّ كند از عرض او در قيامت ، آنچه را مكروه دارد » . بدان بتحقيق كه : در نزد اهل كشف ، مقرّر است كه هريك از اعمال صالحه و فاسده ، و اخلاق حسنهء حميده و سيّئهء ذميمه را ، در باطن صورتى است مناسب آن از نيك و بد كه به مجرّد صدور فعل يا ظهور خلق از شخص فاعل ، صاحب كشف صورت و نتيجهء آن را به عين قلب مشاهده مىكند ؛ و آن را در شريعت ، تجسّد اعمال گويند ؛ و اگر آن عمل يا خلق مكرّر ظاهر شود از عبد ،
--> ( 10 ) - به همديگر كينه و حسد مورزيد ، و برخى از شما برخى ديگر را غيبت نكنند ، و اى بندگان خدا ! با هم برادر باشيد : ( قريب المضمون ) : « كشف الرّيبة » : 84 ، « بحار الانوار » 76 : 38 ، « مستدرك الوسائل » 9 : حديث 10329 - 1 ( 11 ) - شرف و آبرو و حيثيّت