ابو القاسم راز شيرازى
217
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
كه برمىخورد آن حضرت را به حاجتى ، صبر مىفرمود تا آنكه او منصرف شود از حضرت . و كسى دست آن حضرت را نمىگرفت مگر آنكه حضرت دست او را رها نكند تا آنكه او رها نمايد دست حضرت را . و هرگاه ملاقات مىفرمود احدى از اصحاب را ، ابتدا مىفرمود به مصافحه « 116 » ، پس ، مىگرفت دست او را و مشبّك مىفرمود انگشتان را در انگشتان او . و نمىنشست و نمىخاست مگر بر ذكر حقّ تعالى ، و نماز نمىگزارد با او احدى مگر آنكه تخفيف مىفرمود در نماز خود . و نمىنشست به سوى او احدى مگر آنكه اقبال مىفرمود بر او ، و مىگفت : « آيا مطلبى است تو را » ؟ و وقتى كه فارغ مىشد از حاجت او ، عود مىكرد به نماز خود . و اكثر جلوس آن حضرت چنان بود كه راست مىداشت دو ساق خود را ، و « معروف نبود مجلس آن حضرت » « 117 » از محلّ جلوس اصحاب ؛ زيرا كه در آخر مجلس مىنشست ، و روبهقبله مىنشست . و گرامى مىداشت هركس داخل مىشد بر آن حضرت ؛ حتّى آنكه گاهى پهن مىكرد جامهء خود را از براى كسانى كه فيما بين ايشان خويشى و شيرخوارگى نبود ، و اختيار مىفرمود كسى را كه داخل مىشد بر او بر وسادهاى « 118 » كه در تحت قدم او بود ؛ پس اگر آنكس امتناع مىنمود از جهت احترام و احتشام آن حضرت ، عزم مىفرمود بر او تا آنكه بنشيند بر آن . وقتى كه برمىخاست از مجلس ، مىفرمود : « سبحانك اللّهمّ و بحمدك ، و اشهد ان لا إله الّا انت وحدك لا شريك لك ، استغفرك و اتوب اليك » « 119 » .
--> ( 116 ) - دست دادن ( 117 ) - يعنى محلّ نشستن آن حضرت شناخته نمىشد ؛ چنانكه وقتى شخص ناآشنايى وارد مجلس آن حضرت مىشد ، نمىدانست كدام يك از حاضران آن حضرت است . ( 118 ) - وساده : زيرانداز ( 119 ) - پروردگارا ! منزّهى ، تو را مىستايم و شهادت مىدهم كه جز تو خدايى نيست ، يگانهاى و شريكى -