ابو القاسم راز شيرازى
175
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
چنانكه حضرت امام ص مىفرمايد : حلال نيست فتوى دادن در حلال و حرام ميان خلايق ، مگر از براى كسى كه متابعت كند حقّ را از اهل زمان و ناحيه و بلد خود به امر « قرآن » ؛ يعنى اگر در زمان و بلد و ناحيه ، مردى از علماء شيعهء اثنا عشريّه يافت شود كه بر حقّ است و ما بقى بر باطل باشند ، فتواى در حلال و حرام ميان خلق ، او را حلال است و بس ؛ زيرا كه متابعون حقّ كه بر ولايت اهل عصمتند قليلند ، و فتوى امر عظيم خطيرى است . پس علماء شيعهء اثنا عشريّه ، مأمورند به فتوى امّا به شرائط مخصوصه كه اگر در مفتى و قاضى يافت نشود ، خود هالك ، و مهلك خلايق است ؛ زيرا كه منصب حكومت در ميان خلايق ، منصب عظيمى است ؛ و نيست آن مگر شأن عالم فاضل متّقى حكيم عارفى كه - بالمرّه - نفس خود را از هواهاى طبيعيّه كشته ، و صاف و مزكّى كرده باشد ، و نسبت تمام خلايق به سوى او يكسان باشد ، و از غرور و جاه و منصب و ميل به مال و تمتّعات دنيا فارغ شده ، در كمال شفقت و مهربانى با خلق باشد ؛ چنان كه بزرگى فرموده : « جاهِ دنيا ، دانه و دامِ رَهَند * صيد مىگيرند و صيّادِ شَهَند حق ، بداد « ابليس » را اين دام و قيد * اوست چون صيّاد و ، خَلقش هست صيد اهلِ دنيا ، مرغكانِ ابلَهَند * قيدِ دام و دانه مانده ، گُمرَهَند همچنانكه عكس بودند آن سه ضال « 38 » * با صراط المستقيم اندر جِدال گر تو بهرِ نَفْس ، خواهى مال و جاه * با صراطالمستقيمى خصم ، آه ! نَفْسِ تو ، آتشپَرَست است اى مُريد * حُبّ مال و جاه دارد آن مَريد « 39 »
--> ( 38 ) - ضالّ : گمراه ؛ مقصود از سه ضالّ ، خلفاى سهگانهء جورند . ( 39 ) - نافرمان