ابو القاسم راز شيرازى

154

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ندارد ، كه : يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ « 23 » . پنجم : شحّة و بخل عين است از بكاء ؛ زيرا كه گريه دليل بر رقّت قلب است ، و قلوب اهل نفاق غليظ است به سبب عدم اعتقاد به حقّ تعالى ، كه : لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها « 24 » . ششم : سفاهت يعنى كم‌خردى و نادانى كه از صفات منافق جاهل است ، كه : أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ « 25 » . هفتم : غلظت است ؛ و مراد ، غلظت قلب است كه لازم جهل به معرفت است كه لازم منافق است . هشتم : كمى حياء است به سبب كم‌عقلى در منافق . نهم : صغير شمردن معاصى الهى است به سبب عدم معرفت آمر و ناهى . دهم : طلب ضايع كردن صاحبان دين است به سبب عدم اعتقاد به ايشان و عداوت نهانى . يازدهم : خفيف و سهل شمردن مصائب واقعه در دين را ، چون قتل و غارت و هلاك مؤمنين به سبب عدم مبالات ، و حرمان از معرفت دين و اهل دين . دوازدهم : كبر و بزرگى كه لازم كورى قلب است از كبرياى الهى ، كه : وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ « 26 » . سيزدهم : حبّ ستايش و مدح است ؛ زيرا كه جاهل است بر آنكه مدح و ستايش ، شايسته نيست مگر جميل بالذّات را ؛ و محروم است از معرفت و ستايش او . چهاردهم : حسد است در مال و جاه دنيا بر اهل ايمان ؛ زيرا كه محبّت دنيا كه در منافق است مقتضى است حسد را . پانزدهم : ايثار دنيا بر

--> ( 23 ) - . . . به زبان ، چيزى گويند كه در دلهايشان نيست ؛ ( يعنى به آنچه گويند ، خود اعتقاد ندارند ، و براى مكر و فريب گويند ) . . . : سورهء 3 آيهء 167 ( 24 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 71 رجوع شود . ( 25 ) - . . . هان ! آگاه باشيد كه آنان ( منافقان كه اهل ايمان را سفيه مىپندارند ) خود ، بىخرد و سفيه باشند امّا نمىدانند : سورهء 2 آيهء 13 ( 26 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 60 رجوع شود .