ابو القاسم راز شيرازى

115

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

خود را در عالم ذرّ ، و فرمود : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ « 12 » و ايشان در جواب ، به محض نور فطرت ، بَلى « 12 » گفتند ، و پس از رجوع به اسفل سافلين طبيعت ، به سبب حجب ظلمانيّه و هواهاى نفسانيّه ، آن عهد قديم فطرى را فراموش نمودند ، و اشتغال به لهو و لعب دنيا و معاصى و مشتهيات نمودند ، و نور جوهر فطرى خود را تيره و مكدّر ساختند : « در روزِ الَست ، بَلى گفتى * امروز به بسترِ لا خُفتى » « 13 » لهذا ، منظور از ارسال رسل و امر به دعوت انبيا مر عباد را ، رفع حجب غفلت ، و تذكّر به عهد فطرى روحانى است ، تا به مصاقل « 14 » مواعظ و نصايح انبياء و اولياء عليهم السّلام زنگ كدورات ، از مرآت عقول و قلوب ايشان زدوده گردد ، و عهد قديم الهى را به ياد آرند ، و به تقاضاى آن دو كه عبوديّت است عمل نمايند ؛ حتّى آنكه بعضى از انبياء و رسل ، نسيان از عهد ازل نمودند ، و از درجهء كمال ساقط شدند ؛ چنان‌كه راوى از حضرت ابو جعفر ص « 15 » از اين آيه سؤال نمود كه : وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً « 16 » ، حضرت فرمودند : « حقّ - جلّ و علا - عهد ولايت ما اهل بيت را از تمام انبيا در عالم ذرّ گرفت ؛ هركه فراموش نكرد و بر عهد الهى ، عازم و جازم شد ، آن را اولوالعزم فرمود ، و هركس ناسى « 17 » شد و عزم جزم نكرد بر آن ، اولوالعزم نيست ؛ و « آدم » را به اين

--> ( 12 ) - به منهج اوّل ، صفحات 94 ، 196 و 480 رجوع شود . ( 13 ) - كلّيّات « شيخ بهائى » : مثنوى « شير و شكر » : 27 ( 14 ) - جمع مصقله است ؛ و آن عبارت از آلتى است كه به وسيلهء آن ، فلزّى را جلا دهند ، يا از آيينه‌اى زنگ زده زنگ بزدايند ؛ و در اينجا ، تشبيه معقول به محسوس است . ( 15 ) - مراد ، حضرت باقر عليه السّلام است . ( 16 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 475 رجوع شود . ( 17 ) - فراموش‌كننده