الشيخ محمد البهاري الهمداني
88
تذكرة المتقين ( فارسى )
پس بنابراين بايد سعيش در تحصيل رضاى مولايش باشد ، اگرچه ديگران راضى بر آن كار نباشند ، ابدا ، و تحصيل رضاى مولاى حقيقى جلّ شأنه نيست ، مگر در تحصيل تقوى . غرض اصلى از خلقت حاصل نخواهد شد بجز اينكه معرفت و محبت ميان عبد و مولا باشد و تحصيل تقوى محتاج به چند چيز است كه چاره ندارد از آنها . يكى پرهيز از معاصى است ، بايد معاصى را تفصيلا ياد بگيرد ، هريك را در مقام خود ترك نمايد ، كه از جمله معاصى است ترك واجبات ، پس بايد واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلاء به آنها ياد گرفته عمل نمايد ، و اين واضح است كه با معصيت كارى اسباب محبت و معرفت نخواهد شد ، اگر اسباب عداوت نباشد ، اگر شيخ احمد بگويد : من نمىتوانم ترك معصيت بالمرّة « * » بكنم ، لا بد واقع مىشوم . جواب اينست كه بعد المعصية مىتوانى كه توبه كنى ، كسى كه توبه كرد از گناه مثل كسى است كه نكرده ، پس مأيوس از اين در خانه نبايد شد ، اگرچه هفتاد پيغمبر را سر بريده باشد ، باز توبهاش ممكن است قبول باشد ، مولاى او قادر است كه خصماى « * » او را راضى كند از معدن جود خودش جلّت قدرته .
--> ( * ) بالمرة : يك مرتبه . ( * ) خصماء : دشمنان .