الشيخ محمد البهاري الهمداني
63
تذكرة المتقين ( فارسى )
كه سعى تو را ضايع گرداند ، با اينكه منقطع شدهاى از اهل و اولاد و وطن آيا رحم نمىكند غربت تو را ما هكذا الظّنّ به و لا المعروف من فضله . 75 و از اينجاست در حديث وارد شده من اعظم الذّنوب ان يحضر العرفات و يظنّ انّه لا يغفر له ( اللّهمّ ارزقنا ) . 76 چون از عرفات كوچ كند رو به حرم آيد از اين اذن ثانوى به دخول حرم تفأّل « * » زند به قبولى حجّش و قربش « * » به خداى خود و مأمون بودن او از عذاب الهى . چون به منى رسد رمى جمار « * » كند ملتفت باشد كه روح اين عمل در باطن دور كردن شيطان است فان كان كالخليل فكالخليل و الّا فلا . 77 بارى چون حرم را وداع كند ، بايد در كمال تضرع و مشوّش الحال باشد كه هركس او را ببيند ملتفت شود كه اين شخص عزيزى را گذاشته و مىرود ، مثل گذاشتن ابراهيم اسماعيل عليهما السّلام و هاجر را . بناى او بر اين باشد كه اول زمان تمكّن باز عود « * » به اين مكان شريف بنمايد و بايد ملتفت ميزبان باشد در همه حال مبادا به بىادبى او را وداع نمايد كه ديگر او خوش نداشته باشد ، اين ميهمان ابد الآباد به خانهء او قدم گذارد اگرچه اين ميزبان جلّ
--> ( * ) تفال : فال زدن . ( * ) قربش : نزديكيش . ( * ) عود : بازگشت . ( * ) رمى جمار : پرتاب كردن سنگ در حج .