الشيخ محمد البهاري الهمداني

26

تذكرة المتقين ( فارسى )

گنجايش آنها را ندارد ، و همچنين ساكت بايد باشد از قدح در اهل و اولاد او و اصدقاء او بلكه از خودش نگويد سهل است ، از ديگران هم نبايد نقل نمايد ، چه اينكه تأذّى اولا از اين حاصل گردد بعد از منقول عنه بخلاف مدح منقول از غير . حاصل ، بايد ساكت باشد از هر مكروهى از طبع او مگر از شرع مطهّر امر به اظهار داشته باشد ، در اين هنگام بدش هم بيايد ، ضرر ندارد ، چه در واقع احسان به اوست ، بالجمله شخص بايد عيبجو و عيبگو نباشد ، كه اين صفت فى حدّ نفسه از صفات مهلكه است ، و چيزى كه انسان را آرام مىكند از عيبجوئى ديگرى ، آنست كه معايب خود را ملتفت باشد ، و ببيند چقدر سخت است از خودش دور كردن عيبى از عيوب ، آن‌وقت ببيند كه ديگرى هم مثل اين مبتلاست ، چه بايد كرد ؟ نفس قاهر است بر انسان ، و بايد اين را هم بداند كه مبرّا من كلّ عيب بر فرض هم پيدا شود ، آن جواهرى است كه در خزانهء سلطان محفوظ و مضبوطست ، به دست ماها نمىافتد ، منتهاى خوبى رفيق براى ماها آنست كه محاسن او بر مساوى « * » او غالب باشد و نظر شخص هم بايد چه بر رفيق چه بر ديگرى اين باشد كه ببيند محسّناتى دارد از او ياد گيرد از روى شوق بر آن ، اگر خودش آن صفت را

--> ( * ) مساوى : كارها و گفتارهاى زشت .