الشيخ محمد البهاري الهمداني

22

تذكرة المتقين ( فارسى )

يتخالل » . 32 اول : اينكه بايد عاقل باشد ، يعنى اندازهء هر كارى را على ما هو عليه بداند ، و لو به ياد گرفتن از غير باشد زيرا كه خيرى در صحبت احمق نيست ، از بديهيات اوليه است كه احمق مىخواهد خيرى به تو برساند ، ضرر مىرساند ، چه دينى و چه دنيوى ، از روى بىشعورى و خيرخواهى به اعتقاد خودش . الثانى : اينكه حسن خلق داشته باشد ، مطلق عاقل بودن كافى نيست زيرا كه بسى عاقل و زيرك است كه يكى از دو قوهء شهويّه و غضبيّه بر او غالب آمده ، از اين جهت بر خلاف مدركات عقل خود مىافتد ، من غير شعور « * » مفاسد عظيمه بر او بار خواهد شد . الثالث : اينكه از اهل تقوى و صلاح باشد ، زيرا كه فاسق بعد از آنكه از مخالفت پروردگار خود جلّ و علا پروا نداشته باشد ، از مخالفت تو پروا ندارد ، و او دائرمدار هواى خودش است بحسب اختلاف اغراض هر ساعتى متلوّن به لونى است ، شاهد بر اصل مدّعا آيهء شريفه : « فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا » 33 است . مفاسد ديگر هم دارد ، منجمله اين است كه معاشرت اهل فسق معاصى را در نظر شخص - نستجير باللّه - موهون مىگرداند ،

--> * من غير شعور : بدون توجه و التفات .