الشيخ محمد البهاري الهمداني

187

تذكرة المتقين ( فارسى )

« يا اهل الجنّة اركبوا » 253 و از جاى ديگر ندا مىكند كه : « يا اهل النّار اخسئوا » . 254 و يكى را خلعت مىبخشند ، و ديگرى را مىكشند ، طايفه‌اى سرمست شراب طهور « * » ، و قومى جگرهاشان قطعه‌قطعه از ضرايع « * » و زقّوم « * » مانده‌ام حيران ، نمىدانم از قهرش بيان كنم يا از مهرش بگويم ، اهل قهرش خاكيان و اهل مهرش افلاكيانند ، يعنى اشخاصى كه خود را به افلاك نوريه رسانده‌اند ، اعتنائى اصلا به اين افلاك ندارند ، جسمشان جان و جانشان در عرش رحمان ، اى به فداى قلوبى كه نور الهى جلّ جلاله در آنها تابان و جلالت مرتبه‌شان بىپايان ، خود را از عالم گسسته و به عالم انوار پيوسته ، منوّر به انوار معرفت و مخلّع « * » به خلعت محبت ، زهدشان پشت پا به دنيا زده ، توكلشان سر از گريبان توحيد بيرون آورده ، از خلق عالم رميده ، و به مقام قرب آرميده ، فكرشان نور و ذكرشان نور و باطن و ظاهر و جسم و جان و خيال و عقل و جنان « * » همه نور و غرق درياى نور بس است ، من ناپاك كجا و مدح و وصف پاكان كجا ، امثال ماها بايد در تدبير ترك معصيت باشيم ، اگر اصل ايمان را محكم كرده باشيم ، دنيا نه چنان ما را فريب داده و كر و كور كرده

--> ( * ) شراب طهور : شراب پاك و غير مست‌كننده . ( * ) ضرايع : علفهائى بد طعم و بو در دوزخ . ( * ) جنان : قلب ، دل . ( * ) زقوم : درختى است در دوزخ . ( * ) مخلع : خلعت بخشيده شده .