الشيخ محمد البهاري الهمداني
171
تذكرة المتقين ( فارسى )
تو و تسبيح و مصلّى و ره زهد و ورع * من و ميخانه و ناقوس و ره دير و كنشت بارى جناب حاجى ميرزا فلان سلّمه اللّه انشاء اللّه از آب و گل بيرون آمده و رشتهء معرفت نفس به دست آورده ، و آقا ميرزا فلان هم ما شاء اللّه خوب مشغول است ، به حسب ظاهر اميد پيش آمد به زودى انشاء اللّه در او هست . بارى نوشته بودى در تضرع و ابتهال هم چيزى بنويس ، تا اينكه نوشتجات ناقص نماند . نمىدانم بر اين حرف خنده كنم يا گريه ، اى كاش بر دل مباركت زده مىشد ، و نوشته مىشد ، و الّا بر كاغذ خيلى زدهاند و نوشتهاند . فدايت ، اين مسئله و باقى مسائل راه آخرت آموختنى نيست ، بلكه نوشيدنى است ، تضرع و ابتهال از درد و سوز دل برمىخيزد ، درد پيدا كن ، آن خود تضرع و ابتهال مىآورد . آب كم جو تشنگى آور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست هرگز شنيده شده كه زن بچه مرده را گريه تعليم كنند ، يا زن آبستن را زائيدن بياموزند ، بلى نائحهاى « * » را كه اجاره كنند ، يا بازى زائيدن بخواهند درآورند ، محتاج به تعليم و
--> ( * ) نائحه : زن نوحهخوان .