الشيخ محمد البهاري الهمداني

144

تذكرة المتقين ( فارسى )

بارى تفصيل زياده از اندازه است گر بگويم شرح‌هاى معتبر * تا قيامت بس بود آن مختصر اگرچه گاهى مىگويم : بگذرد اين روزگار تلخ‌تر از زهر * بار دگر روزگار چون شكر آيد هر سختى را راحتى است ، هر نشيبى را فرازى ، لا بد سرّى در اين كار خواهد بود ، گفت كاتب : لوح را اول بشويد بىوقوف * وانگهى بر وى نويسد او حروف خون كند دل را ز اشك مستهان * مىنويسد بر وى اسرار نهان چون اساس خانهء نو افكنند * اولين بنياد را بر مىكنند از جهالت كودكان گريند زار * چون نمىدانند ايشان سرّ كار ليكن طفل از شير بريده را هزار افسانه خوانى از ياد پستان بيرون نرود ، فان قلت « * » آيا منزلگه دور واقع شده مأوا و مقصد را بلد نبوده‌اى حاجب و دربان گذارده‌اند كسى را از ساحت قرب دور كرده‌اند ، آيا منادىها ندا در ندادند

--> ( * ) فان قلت : اگر گوئى .