الشيخ محمد البهاري الهمداني

122

تذكرة المتقين ( فارسى )

بگو : نمىروم ز ديار شما به كشور ديگر * برون كنيدم از اين در درآيم از در ديگر اگر بفرمايد قابليت استفاضه از من را ندارى ، جواب عرض كن به دستيارى اولياء خودت كرامت فرما ، الحاصل اگر رو ترش نمايد ، تبسم كنان التماس كن ، اگر از تو اعراض نمود ، تبصبص كنان از عقب او به دو ، اگر از خودش مأيوس شدى ، به امناء دولتش ملتجى شو بگو به اعلى صوت : به و اللّه ، به باللّه ، به تاللّه * به حق آيهء نصر من اللّه كه مو از دامنت دست برنديرم * اگر كشته شوم الحكمُ للَّه اگر بفرمايد جرأت اين حرف‌ها را از كجا بهم بستى ؟ عرض كن : حلم تو اشاره مىكند ، اگر بفرمايند اين زبانها را از كجا ياد گرفتى بگو : بلبل از فيض گل آموخت سخن ، ورنه نبود * اين‌همه قول و غزل تعبيه « * » در منقارش الحاصل گدائى را گفتند ول مكن تا هيچوقت محتاج نباشى ، از گدائى خيلى كارها ساخته مىشود ، غرض از

--> ( * ) تعبيه : فراهم .