ابو القاسم راز شيرازى

48

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ناطقه خوانند . و در اوايل حال متوسّط « 178 » است ميان دو عالم ملك و ملكوت و قبول اثر از ما فوق خود كه روح انسانى است مىنمايد و تصرّف در بدن عنصرى مىكند و مصوّر و ممثّل است در نزد اهل كشف به صورتى « تامّ الشّباهة » « 179 » به صورت بدنيّه . و محلّ ظهور اين صورت ممثّل ، قلب صنوبرى است . و ممثّل و مصوّر مىشود در عالم قلب ، جميع اعمال بدنيّه و مدركات حواسّ خمسهء ظاهريّه و مدركات حواسّ خمسهء باطنيّه و جميع اخلاقات نفسانيّه از حسنه و رديّه و جميع عقايد قلبيّه از حقّه و باطله به صور مناسبه كه با آن فعل يا خلق يا عقيده يا مدرك به حسّ ظاهر يا باطن مناسبت تامّه داشته باشد ، و حقايق الهيّه نيز در عالم قلب به صور مناسبه . و ظهور صور كونيّه و حقايق الهيّه را در قلب ، مكاشفهء قلبيّه خوانند . و در بدايت احوال كه سقيم و مريض است « على الدّوام » « 180 » در انتقال و تقلّب است و لهذا آن را قلب نامند « كما قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « مثل القلب كريشة فى فلاة تقلّبها الرّياح كيف تشاء » « 181 » : گفت پيغمبر كه دل همچون پرى است * در بيابانى اسير صَرصَرى « 182 » است

--> ( 178 ) - يعنى واسطه و ميانجى ( 179 ) - مانندگى كامل ( 180 ) - پيوسته ( 181 ) - چنانچه پيغمبر ( ص ) فرمود : دل در گذرگاه حادثات همچون پرى ماند كه در بيابانى پهناور در معرض وزش تندبادها قرار گرفته باشد تا آن بادها به هر گون كه خواهند آن را بگردانند . ( در حاشيهء كتاب اين دو بيت از « گلشن راز شيخ شبسترى » كه اشاره به دگرگونيهاى عالم دل است مرقوم شده بود كه ذيلا آورده مىشود ) : به اين خُردى كه آمد حبّهء دل * خداوند دو عالَم راست منزل در او در ، جمع گشته هر دو عالَم * گهى ابليس گردد گاه آدم ( 182 ) - تندباد