ابو القاسم راز شيرازى
38
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خلقت الخلق فاوحى اللّه تعالى اليه : كنت كنزا مخفيّا فاحببت أن اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف » « 166 » . پس اوّل تجلّى و نورى كه از كنز حقيقت وحدت سر زد ، حقيقت محبّت و معرفت بود كه مدار خلقت عوالم بطون و ظهور و غيب و شهود است . فعلىهذا « 167 » دو طريق اوّل و ثانى ، طريق سلوك الى اللّه و سير از خلق به حقّ است كه طريق اصحاب عقول است . و طريق ثالث ، راه حقّ جلّ و علا به عباد و خواصّ است و طريق « سير من الحقّ الى الخلق » « 168 » است كه طريق ارباب قلوب است و وهم هر بوالهوس به فهم اين راه نرسد . و اين طريق ، طريق صدّيقين و مجذوبين « 169 » امّت است ؛ كما قال اللّه تعالى في ابشارهم :
--> ( 166 ) - اين حديث در جاى ديگر در مقدّمهء كتاب ، ترجمه گرديد با اين تفاوت كه در اينجا منشاء صدور اين حديث قدسى ، ذكر شده است لذا مجدّدا ترجمه مىشود : داود پيغمبر ( ع ) در مقام مسئلت پرسيد : بار پروردگارا آفرينش را بچه منظور آفريدهاى ؟ خداى تعالى به او وحى فرستاد كه : من گنجى پنهان بودم دوست داشتم شناخته و آشكار گردم لذا آفرينش را ايجاد كردم تا شناخته و آشكار گردم . ( 167 ) - پس بنابراين ( 168 ) - حركت از حق بخلق . ( 169 ) - مجذوبين يعنى شيفتگان و دلدادگان حق : چه جذب بمعنى كشيدن و ربودن است چون كهربا كه كاه را به خود مىكشد يا مغناطيس كه آهن را بسوى خود مىربايد و اصطلاحا مجذوب به كسى گويند كه در نهاد او بسوى حقّ جلّ و علا كششى باشد و بنا بر آنچه اهل تحقيق گفتهاند آن بر دو گونه است و در دو مرحلهء متفاوت از وجود شخص بروز مىكند : يك نوع جذبه و كشش در آغاز و يك نوع آن در انجام سلوك امّا آن نوع جذبه كه در آغاز سلوك و حتّى قبل از سلوك براى شخص پيش مىآيد و خود نشان سعادت ذاتى اوست آن نيز بر دو گونه است يك نوع عامّ است و نوع ديگر خاصّ ؛ امّا نوع عامّ آن تقريبا در بيشتر اهل ايمان ظهور و تجلّى دارد و اثرش همان ميل بحقّ و مردان حقّ از انبيا و اولياست و همان ميل است كه مؤمن را از غير آن متمايز مىسازد منتهى اگر اين ميل در مسير علم و عمل افتد بتدريج در وجود شخص قوّت مىگيرد و او را بطريق سير و سلوك و جستجوى رهبران طريق حقّ سوق مىدهد و گرنه بواسطهء غلبهء صفات بهيمى بتدريج كاهش مىيابد و به خاموشى مىگرايد تا آنجا كه در زير قشرهاى ضخيم خاكستر طبيعت مدفون گردد و عملا وجود آدمى را ترك گويد امّا نوع خاصّ آن چنانست كه بواسطهء قوّت و غلبهاى كه بر وجود شخص دارد او را به تلاش و تكاپو -