ابو القاسم راز شيرازى

33

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و عبادت و مسئلت او وجودى تازه كرامت فرمايد كه افاضهء وجود او به عدالت باشد بلكه عبد فقير قبل از خلقت ، نابود محض بود و حضرت « واهب العطايا » « 150 » از عين منّت و فضل و عطا او را وجود كرامت فرمود و از عدم به عرصهء ظهور آورد : « ما نبوديم و تقاضامان نبود * لطف تو ناگفتهء ما مىشنود » « 151 » پس ، بعد از اشراق نور يقين بر قلب ، مشاهدهء فضل پروردگار ، او را حاصل آيد كه چگونه بدون خواهش و طلب ، اعطاء وجود و لوازم گوناگون او و نعمت‌هاى از حدّ و حصر افزون و تربيت‌ها در هر مقام و مكان از مراتب جنينى در رحم تا وصول به كمال قوّت بدنى و مراتب عقل و هوش نسبت به او فرموده و وقتى كه متمكّن شد و استقرار يافت در ديدن فضل حقّ جلّ و علا ، راجى و اميدوار مىشود به فضل و عنايت بىعلّت او و چشم دل را مىگمارد بر فضل و عنايت ذو الفضل حقيقى ، و وقتى كه چشيد حلاوت اميد و رجا را ، طلب مىكند آنچه درخور همّت و حوصلهء اوست از درجات و مقامات اخرويّه از جنّات افعال و جنّات اخلاق و جنّات صفات و جنّات قرب حضرت سبحان ، تا همّت عبد در طلب به چه درجه باشد كه : « قدر المرء بهمّته » « 152 » . اگر خواهى قدر خود را نزد خداوند بدانى و درجهء خود را نسبت به حضرت رفيع الدّرجات بيابى ببين قدر حضرت خداوند در نزد تو به چه مرتبه است ؟ اگر از مطلوب حقيقى غير او را طلب كنى قدر تو در نزد حقّ جلّ و علا به قدر مطلوب تست و اگر مطلوب حقيقى

--> ( 150 ) - بخشندهء نعمتها ( 151 ) - اين بيت از « مثنوى جلال الدّين محمّد مولوى » متوفّى به سال 672 هجرى است ( 152 ) - ارزش مرد به قدر همّت اوست .