ابو القاسم راز شيرازى

25

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ادراكيّه ندارد تا برسد به مرتبه ارواح انسانيّه كه لطائف ملكوتيّه است و از طبقهء ملكوت اعلى است و مظاهر جميع صفات كماليّه است ، و نسخهء جامعهء الهيّه است در عالم كون . ديگر فوائد و منافع حيوانات مختلفه به جهت حفظ نظام عالم و بقاء بنى نوع انسانى ادلّهء تامّه است بر قدرت و علم و خبرت خداوند قدير عليم خبير ؛ چنان‌كه بعضى از آنها را به جهت اكل و تغذيه و تقويت ابدان انسانيّه معتدل المزاج خلقت فرموده و بعضى را به جهت حصول انتفاع و دفع مضارّ ، خلقت فرمود كه متحمّل مشاقّ انسانى از زحمات و مشقّات زراعت و فلاحت و تجارت و غزوات به جهت دفع اعادى و حفظ بلدان از شرّ ايشان و مسافرت و سياحت در ارض به جهت تحصيل علم و معرفت و عبرت و عبادت و غير ذلك از فوائد كثيره شوند . و هرگاه وجود حيوانات را خداوند قادر حكيم عليم لطيف خبير نمىآفريد انسان در وصول به منافع و دفع مضارّ از خود عاجز مىماند و به هلاكت مىافتاد . سبحان اللّه اين چه كرامت و عنايت است كه خالق مهربان به اين بيچارهء عاجز جاهل فرموده كه حال به تلافى آنها در الوهيّت و وجودش به واسطهء عقل دليل مىجويد و اثبات و نفى مىنمايد : « زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان » « 125 »

--> ( 125 ) - اين بيت از كتاب « گلشن راز » « شيخ شبسترى » است و ابياتى كه ذيلا آورده مىشود و در حاشيهء كتاب مرقوم گرديده نيز از ايشان است : حكيم فلسفى چون هست حيران * نمىبيند ز اشيا غير امكان ز امكان مىكند اثبات واجب * از آن حيران شده در ذات واجب گهى از دَور دارد سيرِ معكوس * گهى اندر تسلسل گشته محبوس -